رئیس دوست داشتنی من پارت ششم
رئیس دوست داشتنی من پارت ششم
من درسرکار بودم و کار میکردم که یک دفعه تلفن زنگ خورد
جی هه: بله
کوک: سلام جی هه
جی هه: سلام رئیس کوک شمایین؟
کوک:آره دیگه پس فکر کردی کیه؟
جی هه: ببخشید فقط سوال کردم
کوک: خب حالا
جی هه: امروز قرار داشتیم خودتون گفتید
کوک: درسته من اومدم سینما بیا سینما
جی هه: چشم
اومدم سینما و دیدم انگار داشت انگشتر رو در میاورد
جی هه: ببخشید انگشتر موضوش چیه
کوک: اهم اهمم خب خواستگاری یعنی ازت خوشم اومده دارم خواستگاری میکنم ازت
جی هه: 😳😳
کوک: چیه خب مگه ندیدی یکی خواستگاری کنه؟
جی هه: چرا تو فیلما دیدم
خلاصه باهم حرف زدیم و کلی خوراکی خوردیم خوش گذشت
و شب شد و رفتیم خونه شام خوردم لباس و عوض کردم و خوابیدم خیلی شبه پرهیجان و جالبی بود ولی رئیس کوک رفتارش یکم سرد شده بودکم کم داشت رفتارش عوض میشد من واقعا درتعجب بودم
ولی خوش حالم هستم
من درسرکار بودم و کار میکردم که یک دفعه تلفن زنگ خورد
جی هه: بله
کوک: سلام جی هه
جی هه: سلام رئیس کوک شمایین؟
کوک:آره دیگه پس فکر کردی کیه؟
جی هه: ببخشید فقط سوال کردم
کوک: خب حالا
جی هه: امروز قرار داشتیم خودتون گفتید
کوک: درسته من اومدم سینما بیا سینما
جی هه: چشم
اومدم سینما و دیدم انگار داشت انگشتر رو در میاورد
جی هه: ببخشید انگشتر موضوش چیه
کوک: اهم اهمم خب خواستگاری یعنی ازت خوشم اومده دارم خواستگاری میکنم ازت
جی هه: 😳😳
کوک: چیه خب مگه ندیدی یکی خواستگاری کنه؟
جی هه: چرا تو فیلما دیدم
خلاصه باهم حرف زدیم و کلی خوراکی خوردیم خوش گذشت
و شب شد و رفتیم خونه شام خوردم لباس و عوض کردم و خوابیدم خیلی شبه پرهیجان و جالبی بود ولی رئیس کوک رفتارش یکم سرد شده بودکم کم داشت رفتارش عوض میشد من واقعا درتعجب بودم
ولی خوش حالم هستم
- ۹۹۹
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط