{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانواده ی کیبوتسوجی فصل ۲ قسمت ۱ :

خانواده ی کیبوتسوجی فصل ۲ قسمت ۱ :
بعد از سال ها🗣😹
عکس پستر هم خواهر کاتاشیه اعتراض هم وارد نیست😡🗿
خب کمبود عکس دارم_
خب گظ بریم برا داستان_
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ساداکو:(ذهن)
یک ماه از هاشیرا شدم من میگذره ولی هنوز اون اتفاق نیوفتاده خسته ام شد_

سایورا:
سلام تو باید هاشیرای جدید باشی نه؟🤝🤓

ساداکو:(ذهن)
من قبل موندم یا این که نمیدونه من یک ماهه هاشیرا هستم😔😦🗿💔😑🙄😐

سایورا:(ذهن)
چرا جواب نمیده_😀💔

ساداکو:
سلام هیر من هاشیرای جدید نیستم من یک ماهه که هاشیرا شدم🙄💔🤝🗿😦🗣

سایورا:
بله بله🤝😦💔😀

اکاری از دور دست ها:

اکاری:(ذهن)
بح بح ساداکو اونجا🙏😼
حالا وقتشه برم کلی سوال ازش بپرسم 😼🗣

ساداکو:(ذهن)
خدایا خودت نجاتم بده_

ساداکو:
چیزه_
من باید برم کار دارم

سایورا:
باشه بعدا میبیمنت

*ساداکو درحال فرار با سریع ترین سرعت ممکن*

(همون لحظه جایی ناشناس)

*هیولایی با زنجیر مهار شده بود راه فراری براش نبود، به ۲ دست او زنجیر وصل بود و اون سر زنجیر به زمین ، هیولا جایی دور از شیاطین و انسان ها زندانی شده بود جایی که فقط یک نفر اونجا می اومد و راه اونجا رو می‌دونست به عبارت دیگه اونجا رو اون فرد ساخته بود، هیولا کل شبانه روز رو سعی می‌کرد آزاد بشه اما ابن کار غیر ممکن بود، چون دست هاش به زمین بسته شده بود و به گردنش هم زنجیر وصل بود اسم اون هیولا ملیوس بود(بخدا کم بود اسم دارم اسم هم دکی انتخاب کرد_)*

ملیوس:(ذهن)
صداش رو می‌شنوم اون داره میاد، چرا اومده اون،اون هیچ وقت....زیاد نمی‌اومد اینجا...اون احتمالا یه کاری با من داره....

ناشناس:
سلام به تو مدت زیادیه اینجا زندانی هستی،نه؟

*فرد ناشناس زنجیری که به گردن ملیوس بود رو میکشه*

ناشناس:
تو نمی تونی فرار کنی پس به این فکر نکن که میتونی بعد از رفتن من فرار کنی! تو همیشه این کار رو انجام میدی ولی موفق نمیشی!
من قبلا تو رو آزاد کردم که چیکار کنی؟

ملیوس:
اون هاشیرا رو بکشم!

ناشناس:
و تو چیکار کردی؟

ملیوس:
شکست خوردم

ناشناس:
بزودی قراره دوباره آزاد بشی اما یادت باشه اگر شکست بخوری دیگه حتی نمی تونی نفس بکشی

ملیوس:
با...باشه این بار میکشم حتما این کار رو میکنم

ناشناس:
خوبه! من دیگه میرم!

*آن فرد ناشناس آن مکان را ترک میکند*



ادامه دارد....
اینم از این پارت
اگر گفتید ناشناس کی بود؟
دیدگاه ها (۳۴)

دمون اسلیر فصل سوم پارت ششم♡شب همان روز ــــــــــــــــــــ...

سلام و دروددددد🙏🏻🥹 جرم ندین دست خودم نبود آپدیت دادم..اصلا ...

نام نام اوسی شیطان کش ساختمممممممم سایورا بی‌شعور پدرم درومد...

😎💘 دوباره به اون آرمیا نيازمنديم توظیح:(تو این دوسال هیت برا...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

پارت ۱۱ شب همه رفتن خوابیدن .....صبح شد صبح همه دوباره تو سا...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت دو. دازای بدونه نگاه به چوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط