سناریو
# تی اکس تی #
وقتی برای اولین بار تو کافه میبینمت.
یونجون : وقتی که وارد کافه شدی نگاهش فقط روی تو بود بعد از یکم که میگذره میاد و با قیافه جذابی شمارتو میگیره
سوبین : همش به تو نگاه میکرد و لبخند میزد
بعد یک ساعت یه همراه یک گل رز قرمز میاد و بهت پیشنهاد دوستی میده
بومگیو :از وقتی که به کافه اومده بودی جذبت شده بود ازت خوشش اومده بود و وقتی که میخواستی بری یه گارسون گفته بود تا شمارش رو بهت بده
تهیون : از اونجایی که تهیون زیاد خجالتی نیست راحت اومد و بهت گفت که ازت خوشش میاد و باهام دوست شدید و بعد یه مدت بهت پیشنهاد ازدواج داد
هیونینگ کای : جون خیلی خجالتیه یکم طول کشید تا به خودش جرعت بده و بیاد و بهت پیشنهاد بده
گودبای ی ی ی ی ی
سناریو موضوع بدید تا بنویسم حوصلم سر رفته ههههههههههه
وقتی برای اولین بار تو کافه میبینمت.
یونجون : وقتی که وارد کافه شدی نگاهش فقط روی تو بود بعد از یکم که میگذره میاد و با قیافه جذابی شمارتو میگیره
سوبین : همش به تو نگاه میکرد و لبخند میزد
بعد یک ساعت یه همراه یک گل رز قرمز میاد و بهت پیشنهاد دوستی میده
بومگیو :از وقتی که به کافه اومده بودی جذبت شده بود ازت خوشش اومده بود و وقتی که میخواستی بری یه گارسون گفته بود تا شمارش رو بهت بده
تهیون : از اونجایی که تهیون زیاد خجالتی نیست راحت اومد و بهت گفت که ازت خوشش میاد و باهام دوست شدید و بعد یه مدت بهت پیشنهاد ازدواج داد
هیونینگ کای : جون خیلی خجالتیه یکم طول کشید تا به خودش جرعت بده و بیاد و بهت پیشنهاد بده
گودبای ی ی ی ی ی
سناریو موضوع بدید تا بنویسم حوصلم سر رفته ههههههههههه
- ۱۷.۲k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط