{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی دوست داشت دخترداشته باشه و اسمشُ بزاره کوثر😌

خیلی دوست داشت دخترداشته باشه و اسمشُ بزاره کوثر😌
شب آخر قبل شروع عملیات بهش گفتم نمیخوای زنگ بزنی صدای کوثر کوچولوتو بشنوی؟
گفت من از کوثرم گذشتم...💔

#کوثرخانم
#شهیدمحمودرضابیضایی

@loveshohada28
دیدگاه ها (۲)

رمان: دوست پسرِ روانیپارت سوم: پژواکِ یک کابوسحالا یک سال از...

بعد سمت ما دست تکان دادآقای هندرسون گفت:« رزا میتونی بری کنا...

چند پارتی..«درخواستی» وقتی نصف شب مریض میشی و دوست پسرت رو ا...

love and the moon Part 4 ویو یونا به سمت پاساژ رفتم و لباس ...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط