فیک جیمین ( درخواستی )

عشق خاص مافیا

پارت 29

اشک توی چشمای جیمین حلقه زد

ات : ددی اروم باش هیچی تقصیر تو نبود باشه

ات : بعدشم اون فقط یه خواب بود واقعی که نبود عزیزم

جیمین : ولی اگه یکی واقعا بخواد تورو ازم بگیره چی ؟ ( بغض )

جیمین : و من نتونم کاری بکنم ؟ نتونم جلوشو بگیرم چی ؟

ات : هیچوقت همچین اتفاقی نمی افتاده باشه

ات : اگر هم واقعا افتاد تو باید به زندگیت ادامه بدی باید بازم خوب زندگی کنی

جیمین : من بدون تو نمیتونم زندگی کنم

جیمین : مطمئن باش اگه روزی همچین اتفاقی بیافته منم میام پیشت

ات که دید مسئله خیلی داره جدی میشه خواست کمی جو رو عوض کنه

ات : خیلی خوب باشه خداروشکر که هنوز همچین اتفاقی نیافتاده

ات : حالا کی میریم صبحونه بخوریم من گشنمه ( کیوت )

جیمین : ای شکمو

جیمین : الان میریم اما قبلش یه بوس بهم بده

ات : الان نمیشه

جیمین : چرا ؟

ات : چون همین الان از خواب بیدار شدم و دندونامو نَشُستم

جیمین : اشکال نداره منم نَشُستم

ات : پس باشه

و یه بوسه ی شیرین صبحگاهی رو شروع کردن

( اوق چندشا )

چند مین بعد

ات : بوستو گرفتی حالا میتونیم بریم

جیمین : بله خانوم ملکه

بعد جیمین ات رو براید بغل کرد و به سمت سالن غذا خوری رفت

ات : عه جیمین بذارم زمین زشته همه دارم بهمون نگاه میکنن میخندن

جیمین : غلط کردن

هرکی بخده خودم زبونشو میبرم دندوناشو میریزم تو حلقش ( بلند )

و بعد اون کسی نه جرعت بهشون لبخند بزنه نه جرعت کرد نگاهشون کنه

جیمین : حالا خوب شد بیب ؟

ات : ...


ادامه دارد

ممون میشم حمایت کنید
@sehr.darya
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۱۶ویو صبح ...ویو ات..............................از خوا...

پارت ۳که در همان لحظات .........& جیمین ؟× یوری ؟& هی جیمینی...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیست‌ودوم 𓆪ات نگاهش را از جیمین گرفت.ـ...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

رفتار سرد

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط