# امروز بعد یک سال و نیم تو خیابون روبرو شدم باهاش#باورش

# امروز بعد یک سال و نیم تو خیابون روبرو شدم باهاش#باورش سخته اونی که برا داشتنت التماس می کرد الان از کنارت رد بشه و زل بزنه تو چشمایی که دنیاش بود و حتی نشناستت#شاید باید برا خودمون متاسف باشیم که منطق رو میذاریم کنار و با احساسمون تصمیم می گیریم....
دیدگاه ها (۱)

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

کامیل چشم هاشو بست. تو این روز و تو این ساعت نور زرد رنگ خون...

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

Heir of Light and Darknesspart : 15تهیونگ از صبح ساکت شده بو...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

دوست داشتنت مزه ی شاتوتِ #نوبرانه ی بهار را داردترش و خواستن...

کار سخت

^تک پارتی از جیمینی^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط