Fake Jamin 🖤 planned love

Fake Jamin 🖤 planned love
(فیک‌پارک جمین )
(عشق برنامه ریزی شده )
پارت ۱۰
........................
وقتی برگشتم کوک با یه لبخند ملیح نگام می‌کرد
که اینکه گفت
=میدونستی بیشتر از هر چی نگاه کردن به چشاتو دوست دارم
+تعجب کردم ولی نشون ندادم
ولی خوشحالم بودم که گفتم
+بابایی من‌دانشگاه دارم ها
=خبر دارم خودم میبرمت
+خدایی رازی هستی بابا صدات کنم
=اگه از بابا راضی نیستی ددی صدام کن
+از حرفش فهمیدم چی گفت و زود ازش جدا شدم
+خب چیزه ......من ...بیا اینارو بردار ببر
=بردار ببر چی؟
+بابا
=آفرین گرال من پاینم زود بیا
+باشه بابا (لبخند مسخره )
کوک رفت
کوک ویو
خیلی دوسش دارم شاید اون منو به چشم داداشش ببینه ولی من بیشتر از یه خواهر بهش نگاه میکنم هم خوشگل و هم خوش اندام میتونم باهاش ازدواج کنم هم به خواسته هام برسم هم باهاش خوش بخت باشم
باید هر جی زود تر باردار بشه
پایان کوک ویو
از زبان یوری
رفتم‌پایین دیدم کوک جلو ماشین منتظرمه
=بلخره بعد از چند سال اومدی
+سوالی نگاه کردم
=منظورم این چرا دیر اومدی پایین
+آها......کار داشتم
=اوکی .......بیا سوار شو
باشه









ادامه‌دارد
دیدگاه ها (۱۶)

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

اورلورا

the first lie

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

به زیباییه مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط