Iove and the moon
Iove and the moon
Part29
کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه
یونا: گشنمه پیتزا میخوام
کوک: برات خوب نیست باید غذای سالم بخوری
یونا: نـــــه نمیخوام
کوک: ساکت اگر نه از اون راهکارم استفاده میکنم
یونا: باشه فقط محکم بغلم کن
کوک: باشه میوه چی میخواهی
یونا: هیچی
کوک: اها پس سیب و پرتقال میخوای باشه
یونا: من میوه نمی خوام
کوک: باید بخوری
شروع کرد به پوست میوه ها کم کم کند
کوک: بیا
یونا: نمی خوام
سیب را روی دلبش گذاشت و به یونا داد
یونا: بیشتر سیب بده
کوک: انگار توعم دوست داری
یونا: مگه میشه دوست نداشت عشقم
کوک: خب با اخرشون بخور
بعد خوردن 10 تا سیب 6 پرتقال
یونا: بسته دیگه دارم دارم تبدیل به میوه میشم
کوک: این اخریشه
یونا: نه دیگه داره حالم بد میشه
کوک: باشه
یونا: میرم تو اتاق استراحت کنم
کوک: منم میای
یونا: پس منو تا بالا ببر
کوک: باشه
آنقدر قشنگ بلندم کرد که نمیخواستم بیام پایین
کوک: بهم بگو دوست دارم
یونا: با هر دوست دارم یه بوس میکنم
دوست دارم
بوس
دوست دارم
بوس
دوست دارم
بوس
کوک: خوب بسته حالت خوبه
یونا: اره یکم سرم کیج میره که دکتر گفت طبیعیه
کوک: نمی خوای بیای پایین خیلی وقته رسیدم
یونا: نه تو خیلی نرم گرمی من تورو میخوام
کوک: اخرش که مزای بغلم بخوابی پس بیا پایین
یونا: باشه
کوک: از این به بعد خیلی مواظب خودت باش
یونا: باشه اما تو چی مواظبم نیستی
کوک: من همین الان هم مواظب هستم خانم کوچولو
یونا: من که خوابیدم
کوک: پاشو برو دستشویی دختر
یونا: باشه
کوک: میگم اونی بهت پیام میداد پیدا کردم
یونا: واقعا پس خطری تهدیدم نمیکنه
کوک: من نمیزارم
یونا: ببخشید که به قرار کاریت نرسیدی
کوک: تو برام مهم از شرکت مهم تری پس دیگه حرف نزن خانم کوچولو ـ
20دقیقه بعد
یونا: بیا بغلم بخواب سردمه
کوک: باشه منم تو بدون بغلت خوابم نمیبره
انقدر آغوش نرم گرمه که خوابم بورد
#عشق_وماه
Part29
کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه
یونا: گشنمه پیتزا میخوام
کوک: برات خوب نیست باید غذای سالم بخوری
یونا: نـــــه نمیخوام
کوک: ساکت اگر نه از اون راهکارم استفاده میکنم
یونا: باشه فقط محکم بغلم کن
کوک: باشه میوه چی میخواهی
یونا: هیچی
کوک: اها پس سیب و پرتقال میخوای باشه
یونا: من میوه نمی خوام
کوک: باید بخوری
شروع کرد به پوست میوه ها کم کم کند
کوک: بیا
یونا: نمی خوام
سیب را روی دلبش گذاشت و به یونا داد
یونا: بیشتر سیب بده
کوک: انگار توعم دوست داری
یونا: مگه میشه دوست نداشت عشقم
کوک: خب با اخرشون بخور
بعد خوردن 10 تا سیب 6 پرتقال
یونا: بسته دیگه دارم دارم تبدیل به میوه میشم
کوک: این اخریشه
یونا: نه دیگه داره حالم بد میشه
کوک: باشه
یونا: میرم تو اتاق استراحت کنم
کوک: منم میای
یونا: پس منو تا بالا ببر
کوک: باشه
آنقدر قشنگ بلندم کرد که نمیخواستم بیام پایین
کوک: بهم بگو دوست دارم
یونا: با هر دوست دارم یه بوس میکنم
دوست دارم
بوس
دوست دارم
بوس
دوست دارم
بوس
کوک: خوب بسته حالت خوبه
یونا: اره یکم سرم کیج میره که دکتر گفت طبیعیه
کوک: نمی خوای بیای پایین خیلی وقته رسیدم
یونا: نه تو خیلی نرم گرمی من تورو میخوام
کوک: اخرش که مزای بغلم بخوابی پس بیا پایین
یونا: باشه
کوک: از این به بعد خیلی مواظب خودت باش
یونا: باشه اما تو چی مواظبم نیستی
کوک: من همین الان هم مواظب هستم خانم کوچولو
یونا: من که خوابیدم
کوک: پاشو برو دستشویی دختر
یونا: باشه
کوک: میگم اونی بهت پیام میداد پیدا کردم
یونا: واقعا پس خطری تهدیدم نمیکنه
کوک: من نمیزارم
یونا: ببخشید که به قرار کاریت نرسیدی
کوک: تو برام مهم از شرکت مهم تری پس دیگه حرف نزن خانم کوچولو ـ
20دقیقه بعد
یونا: بیا بغلم بخواب سردمه
کوک: باشه منم تو بدون بغلت خوابم نمیبره
انقدر آغوش نرم گرمه که خوابم بورد
#عشق_وماه
- ۴۱۰
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط