مافیای عشق ( ۳ )❤️🔥
نکنه این دختره، دختر آقای کیم باشه؟ نه بابا آخه این به این مظلومی اصن بهش نمیخوره دختر یه مافیا باشه
بادیگارد: قربان
جیمین: بله؟
بادیگارد: اطلاعاتش رو درآوردم
جیمین: بگو
بادیگارد: اسمش کیم ات، ۲۲ سالشه، دختر کیم کی-سوک رئیس یکی از باند های مافیای کره است و مادرش را از دست داده و با پدرش زندگی میکند. به پدرش وابسته اس و پدرش هم خیلی روش حساسه
جیمین: پس نمیتونه لوم بده😏
بادیگارد: درسته🙂↕️
جیمین: ولی یه تار مو از سرش کم بشه ، باباش پدرمو در میاره. 😱
بدو رفتم سمت اتاقی که ات توش بود. هنوز بیهوش بود و با طناب به صندلی بسته بودنش. چجوری من دلم اومد همچین کاری باهاش بکنم. و چجوری الان دلم به رحم اومده؟
بگذریم. از صندلی آزادش کردم و بردمش توی یه اتاق درست و حسابی و گذاشتمش رو تخت (منحرف نشوید😂)
جیمین: ات.....ات......ات......با توعم دختر .... پاشو😧
ات: ب....بله (بی جون)
جیمین: خوبی؟😦
ات: سردرد دارم......وایسا.... تو کیی؟ من کجام؟ اینجا کجاس؟😧
جیمین: طبیعیه
ات: وا......میگم تو کیی؟ اینجا کجاس؟ میگه طبیعیه🙄
جیمین: درست صحبت کن😑
ات: مگه چی گفتم؟ میگم جوابمو بده😑
جیمین: لابد بهت مربوط نیس😑
ات: باشه آقا دزده🙄🤪
جیمین: هوووووفففف 😑
ات: منو گروگان گرفتی حداقل یه آبی، غذایی بده بهم نمیرم😐
جیمین: براش آب و غذا بیارید😑
ات: چقد سرد و خشنی اه😒
جیمین: همینی که هس ات خانوم😏
ات: اسم منو از کجا میدونییییی؟؟؟؟😳 خب دیگه میدونی بابام کیه که. پس ولم کن برم تا اینجارو با خاک یکسان نکرده.😌
جیمین: بابات عصری میاد دنبالت میبرتت نگران نباش😏
خدمتکار براش غذا و آب آورد.....
ادامه دارد......
● شرایط: هیچی ولی تا اینجا که خوندی لایک کن😉💞
آرمیا خوشحال میشم حمایت کنین💜
ممنون میشم منو به دوستاتون معرفی کنید💚
خوشحال میشم لایک کنین❤️
فالو = فالو 💛
معرفی = معرفی🩵
#آرمی
#درخواستی
#فیک_درخواستی
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#بی_تی_اس
#جیمین
#فیک_جیمین
#مافیا
#جیمین_مافیا
#فیک_مافیایی
#سناریو
#سناریو_بی_تی_اس
#jimin
#Jimin
#JM
#BTS
بادیگارد: قربان
جیمین: بله؟
بادیگارد: اطلاعاتش رو درآوردم
جیمین: بگو
بادیگارد: اسمش کیم ات، ۲۲ سالشه، دختر کیم کی-سوک رئیس یکی از باند های مافیای کره است و مادرش را از دست داده و با پدرش زندگی میکند. به پدرش وابسته اس و پدرش هم خیلی روش حساسه
جیمین: پس نمیتونه لوم بده😏
بادیگارد: درسته🙂↕️
جیمین: ولی یه تار مو از سرش کم بشه ، باباش پدرمو در میاره. 😱
بدو رفتم سمت اتاقی که ات توش بود. هنوز بیهوش بود و با طناب به صندلی بسته بودنش. چجوری من دلم اومد همچین کاری باهاش بکنم. و چجوری الان دلم به رحم اومده؟
بگذریم. از صندلی آزادش کردم و بردمش توی یه اتاق درست و حسابی و گذاشتمش رو تخت (منحرف نشوید😂)
جیمین: ات.....ات......ات......با توعم دختر .... پاشو😧
ات: ب....بله (بی جون)
جیمین: خوبی؟😦
ات: سردرد دارم......وایسا.... تو کیی؟ من کجام؟ اینجا کجاس؟😧
جیمین: طبیعیه
ات: وا......میگم تو کیی؟ اینجا کجاس؟ میگه طبیعیه🙄
جیمین: درست صحبت کن😑
ات: مگه چی گفتم؟ میگم جوابمو بده😑
جیمین: لابد بهت مربوط نیس😑
ات: باشه آقا دزده🙄🤪
جیمین: هوووووفففف 😑
ات: منو گروگان گرفتی حداقل یه آبی، غذایی بده بهم نمیرم😐
جیمین: براش آب و غذا بیارید😑
ات: چقد سرد و خشنی اه😒
جیمین: همینی که هس ات خانوم😏
ات: اسم منو از کجا میدونییییی؟؟؟؟😳 خب دیگه میدونی بابام کیه که. پس ولم کن برم تا اینجارو با خاک یکسان نکرده.😌
جیمین: بابات عصری میاد دنبالت میبرتت نگران نباش😏
خدمتکار براش غذا و آب آورد.....
ادامه دارد......
● شرایط: هیچی ولی تا اینجا که خوندی لایک کن😉💞
آرمیا خوشحال میشم حمایت کنین💜
ممنون میشم منو به دوستاتون معرفی کنید💚
خوشحال میشم لایک کنین❤️
فالو = فالو 💛
معرفی = معرفی🩵
#آرمی
#درخواستی
#فیک_درخواستی
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#بی_تی_اس
#جیمین
#فیک_جیمین
#مافیا
#جیمین_مافیا
#فیک_مافیایی
#سناریو
#سناریو_بی_تی_اس
#jimin
#Jimin
#JM
#BTS
- ۳۰.۹k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط