فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت دوازدهم
شوگا بادی گارد هارو صدا زد
شوگا ببرینش پایین هرکاری دوست دارید بکنید باهاش اگه حرف نزد بکشید
وونیونگ با ترس به بادیگارد ها نگاه کرد هردو شون نیشخند زدن و بعدن اومدن جلو تا ببرنش
وونیونگ جیغ زد وونیونگ
برید کنار نیایید کمککککک
یکی از بادیگارد ها با سیلی که به دختر زد بیهوش شد
دو ساعت بعد
بادیگارد های در رو زدن شوگا تو این چند ساعت یه بار هم نیومد بیرون
شوگا بیاید تو ....... صدای گرفته
بادیگارد ها وارد شدن همشون با دیدن شوگا تعجب کردن چشمهاش پف کرده بود که احتمال میدادم گریه کرده باشه صداش از ته چاه میومد موهاش داغون بود
این براشون عجیب بود چون شوگا همیشه موهای به پشت شونه شده کت و شلوار تمیز و شیک صدای بوم ولی الان انگار تمام چیز هاش رو از دست داده بود بطری شراب های که که همشون تموم شده بود چهره ای که انگار ما هاست که اینجوریه
بادیگارد . ا. ااا ارباب ن. ن. نتونستیم پیداش کنیم
اون یکی . کل شهر دو گشتیم ولی نبود
شوگا با داد . یعنی چی پیدا نکردیم اون بچه مگه کجا رفته که شما کصخل ها نتونستین پیداش کنیم
همین الان میرین و کل شهر رو میکردین
بادیگارد ها رفتن
شوگا رفت پایین وونیونگ همه جاش خونی بود حتما زور نداشت یکم خودش رو بلند کنه
شوگا . بگو ببینم ا.ت کجاس
وونیونگ. ن ن ن نم. نمدو. نمدون. م
شوگا با اعصبانیت میخواست چیزی بگه که یکی از بادیگارد ها با ترس وارد انباری شد
ب . ارباب کیم گوهیل به عمارت حمله کردن گفته شما رو میخوان
شوگا . همتون برید پایین
شوگا . چیه واسه چی اومدی اینجا
کیم گوهیل . اومدم بگم اون چیزی که دنبالی پیش مننه ..... واقعا دختر خوشگلیه چند بدم میدی بهم ............. با نیشخند
شوگا با اعصبانیت رفت جلو ولی بادیگارد ها کی کیم گوهیل به طرفش اسلحه گرفتن که رفت عقب
شوگا چرا این کار رو کردی
گوهیل . تو تمام چیز های من رو گرفتی الان منم که عشقتو ازت میگیرم
شوگا . ...........
.
.
.
.
.
.
حمایت کن خو
شوگا ببرینش پایین هرکاری دوست دارید بکنید باهاش اگه حرف نزد بکشید
وونیونگ با ترس به بادیگارد ها نگاه کرد هردو شون نیشخند زدن و بعدن اومدن جلو تا ببرنش
وونیونگ جیغ زد وونیونگ
برید کنار نیایید کمککککک
یکی از بادیگارد ها با سیلی که به دختر زد بیهوش شد
دو ساعت بعد
بادیگارد های در رو زدن شوگا تو این چند ساعت یه بار هم نیومد بیرون
شوگا بیاید تو ....... صدای گرفته
بادیگارد ها وارد شدن همشون با دیدن شوگا تعجب کردن چشمهاش پف کرده بود که احتمال میدادم گریه کرده باشه صداش از ته چاه میومد موهاش داغون بود
این براشون عجیب بود چون شوگا همیشه موهای به پشت شونه شده کت و شلوار تمیز و شیک صدای بوم ولی الان انگار تمام چیز هاش رو از دست داده بود بطری شراب های که که همشون تموم شده بود چهره ای که انگار ما هاست که اینجوریه
بادیگارد . ا. ااا ارباب ن. ن. نتونستیم پیداش کنیم
اون یکی . کل شهر دو گشتیم ولی نبود
شوگا با داد . یعنی چی پیدا نکردیم اون بچه مگه کجا رفته که شما کصخل ها نتونستین پیداش کنیم
همین الان میرین و کل شهر رو میکردین
بادیگارد ها رفتن
شوگا رفت پایین وونیونگ همه جاش خونی بود حتما زور نداشت یکم خودش رو بلند کنه
شوگا . بگو ببینم ا.ت کجاس
وونیونگ. ن ن ن نم. نمدو. نمدون. م
شوگا با اعصبانیت میخواست چیزی بگه که یکی از بادیگارد ها با ترس وارد انباری شد
ب . ارباب کیم گوهیل به عمارت حمله کردن گفته شما رو میخوان
شوگا . همتون برید پایین
شوگا . چیه واسه چی اومدی اینجا
کیم گوهیل . اومدم بگم اون چیزی که دنبالی پیش مننه ..... واقعا دختر خوشگلیه چند بدم میدی بهم ............. با نیشخند
شوگا با اعصبانیت رفت جلو ولی بادیگارد ها کی کیم گوهیل به طرفش اسلحه گرفتن که رفت عقب
شوگا چرا این کار رو کردی
گوهیل . تو تمام چیز های من رو گرفتی الان منم که عشقتو ازت میگیرم
شوگا . ...........
.
.
.
.
.
.
حمایت کن خو
- ۳.۸k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط