{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی داداشته....

وقتی داداشته....
*تک پارتی*
جیمین و ات چند وقتی بود که ناخداگاه از هم فاصله گرفته بودن و حتا خودشونم نمیدونستن..ات همش توی اتاقش بود و جیمینم همش بیرون بود.. جیمین بلخره فهمید که چقدر از هم فاصله گرفتن برای همین وارد اتاقه ات شود که دید داره درس میخونه

جیمین: سلامممم خواهرییی

ات: در زدن بلد نیستی نه؟!

جیمین: واااااا تو کی دیدی من در بزنم هوم؟

ات: اوه...یادم رفته بود

جیمین: اینا رو ولش تاحالا ندیده بودم درس بخونیی آفریننن

ات: عااا مجبورم بخونمشون کاری داشتی اومدی ؟

جیمین: نه فقط اومدم پیشه عروسکم

ات: اووووو چقدر مهربون شدی حالا برو بیرون میخام درس بخونم

جیمین: یاااا دارم ناراحت میشماا یعنی درست از من مهم تره ؟!

ات: معلومه

جیمین خیلی از حرفه ات جاخورد و خواست بره بیرون که ات هلش داد سمته خودش

ات: مثله اینکه یادت رفته من چقدر روت کرم میریزم نه؟!

جیمین: عاااا راستش یادم رفته بود ولی خب توقع داشتم ازم عذر خواهی کنی

ات: یااااا بچه لوس نشو

جیمین: بچهه؟؟؟؟ ۶ سال ازتت بزرگترمممم

ات: حرف نباشه بچه

جیمین: حیحی چشم

ات: جیمین شی دلم برات تنگ شده بود

جیمین: ما که پیشه همیم چرا دل تنگ شدی؟

ات: چون خیلی وقته از همدیگه فاصله گرفته بودیم و انقدر غرق کارامون بودیم که یادمون رفته بود اصلا وجود داریم

جیمین: هوممم درست میگی

ات: جیمین شی قول بده دیگه انقدر از همدیگه فاصله نگیریم باشه ؟!

جیمین: چشم توعم قول بده

ات: چشم... فقط جیمین شی

جیمین: هوم

ات: عاا یه چیزی بگم عصبانی نمیشی؟!

جیمین: نچ

ات: دعوام نمیکنی؟

جیمین : دارم نگران میشم بگو

ات: قول بده

جیمین: هوفف باشه

ات: من موچی هاتو خوردم

جیمین: همشونو؟

ات: اوهوم

جیمین: ات فقط فرار کن

ات: عررررررررر قول داده بودی ؟؟؟

جیمین: من هیچوقت قول ندادممم

ات: عرررررررر دروغگوووو

خلاصه که ات و جیمین کلی دعوا کردن و خوش گذروندن 😃

*راستی کیوتام میدونم گفته بودم که قراره یه چند پارتی بنویسم ولی خب گشادیم اومد اینو نوشتم و عااا اگه چرت شده شرمنده*

مرسی که خوندی⁦(っ.❛ ᴗ ❛.)っ⁩
دیدگاه ها (۰)

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#درخواستیپارت آخرویو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁷ویو: جونگ‌کوکهمین که رسیدیم، هنر...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط