{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به عزیزی گفتم:

به عزیزی گفتم:
صبح به خیر
در پاسخم گفت: فرجامت نیک
به وجد آمدم از پاسخش!
چه دعایی...!
من برای او خیری خواستم به کوتاهـــی یــک صبــح
و او خیــــری بــرای مـــن خـــواست
به بلنــــــدای یک ســـــــرنــــوشت
فرجـــــــامتان نیـــــــــــک

♥♥
دیدگاه ها (۴)

به عزیزی گفتم: صبح به خیردر پاسخم گفت: فرجامت نیک ...به وجد ...

🌸🌸🌸🟣 بالاخره یک سرود اثرگذار برای حجاب تولید شد.(لطفا بازنشر...

wes2Part 3ویلیام: بچها حواستون رو جمع کنید قراره هفته اینده ...

part 8همینجوری داشتم نگاش میکردم که چشمش به من خورد چند لحظه...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

سرنوشت(ویو رایا)صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم.اجوما: خ...

پارت ۲۴ چند روز بعد، رابطه‌ی من و تهیونگ دوباره وارد مرحله‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط