مادَرَمْ گُفْت:حُسِینْ تِکِه کَلامَتْ باشَد

مادَرَمْ گُفْت:حُسِینْ تِکِه کَلامَتْ باشَد

هَر وَقْت شُدی مَسْتِ رُخَش،شیرَمْ حَلالَت باشَد

مِثلِ یِک مُردِه کِه یِکْ مَرتَبه جان میگیرَد

دِلَم اَز بُردَنْ نامَت هَیِجان میگیرَد


قَلَبم اَز کار کِه اُفْتاد بِه مَن شُوک نَدَهید

اِسمِ اَرْبابْ بیایَد،ضَرَبان میگیرَد

یا حــــــــــــــــــــســــــــــیــــــــــن
دیدگاه ها (۹)

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁29{تو فقط دختری بودی که اون شب......

#تجربه_من ۱۳۷۰#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری_بهنگام#تحصیل #د...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

part 11

Eight

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

مادرم گفت: حسین تکه کلامت باشد هر وقت شدی مست رُخش ، شیرم حل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط