{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake

راوی
ا/ت با غرور و قدرت سمت دفتر کوک رفت و رفت تو کوک تا ا/ت رو دبد رفت و بغلش کرد و گفت
کوک:ا/ت حالت خوبه نگرانت شدم
ا/ت:حال من خوبه ولی کلویی فکر نکنم دیگه این دور و ور پیداش بشه
کوک:ا/ت
ا/ت:جانم
کوک:با مامان بابام راجبت حرف زدم قبول کردن گفتن هرچی که باعث خوشحالی تو بشه قبوله فقط باید حواست بهش باشه و اذیتش نکنی الان فقط مونده مامان بابای تو
ا/ت:مامان بابای منم راضین
کوک:جدی؟
ا/ت:آره عزیزم ولی میخوام برم کره تو هم میای؟
کوک:آره دیگه باهم بریم کره تا باهم ازدواج کنیم
پرش زمانی به چند ماه بعد
ا/ت ویو
امروز عروسیم بود و خیلی خوشحال بودم که بالاخره به جونگکوک رسیدم راستی چریونگ و سوهو هم باهم نامزدن
دست بابام و گرفتم و از ته سالن به سر سالن و پیش جونگکوک رفتم که پیمان بان شروع کرد به خوندن خطبه
پیمان بان:در نزد انجمن جئون جونگکوک آیا به طراوت بهاران سوگند یاد میکنی تا همواره آنچه بر خود روا می داری بر همسر خویش روا داری و آنچه بر خود نمی پسندی بر او نیز نپسندی ؟! برای او شوئی وفادار و برای فرزندانت پدری خردمند و راهگشا باشی ؟!
کوک:سوگند یاد میکنم
پیمان بان:در نزد انجمن جئون ا/ت آیا به سرسبزی و باروری تابستان سوگند یاد میکنی تا با همسر خویش مهربان و همدل باشی و غرور و احترام او را همواره به جای آوری ؟! نیاز او را نیاز خود و در بی نیازی و بی آزی همسازو همگام وی باشی ؟!
ا/ت:سوگند یاد میکنم
پیمان بان: در نزد  انجمن جئون جونگکوک آیا به رنگارنگی پائیز سوگند یاد می‌کنی تا هماره پشتیبان و یاور وی باشی در شادی‌ها، غم‌ها، دارا و ناداری‌ها، تندرستی و بیماری، منزلت بانوی خویش را در تنهائی و در میان انجمن چون گوهری یگانه پاس داری ؟
کوک:سوگند یاد میکنم
پیمان بان: در نزد انجمن جئون ا/ت آیا به سپیدی وپاکی زمستان سوگند یاد می‌کنی که همواره اجاق گرمی بخش، بختتان را روشن و پر فروغ نگه داری و برای او همسری وفادار و برای فرزندانت مادری دلسوز و مهربان باشی؟! به خانه ات شادی و گرمی بخشیده و هر آنچه در توان داری را در آذین بندی و پاکی آن به کار گیری؟
ا/ت:سوگند یاد میکنم
پیمان بان:آقای داماد هر چی میگم رو تکرار کنید لطفا
پیمان بان:به نام نامی یزدان
کوک:به نام نامی یزدان
پیمان بان:تو را من برگزیدم از میان این همه خوبان
کوک:تو را من برگزیدم از میان این همه خوبان
پیمان بان:برای زیستن با تو، میان این همه گواهان
دیدگاه ها (۹)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

سناریو مایکی پارت اخر

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط