{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝
پارت ۷
_____________________✨🌝✨_______________________

آروم توی گوشش زمزمه کردم
- عاشقتم و بهت سابط میکنم که چقدر از تمام پوست و خونم دوست دارم.
بیام برم که شنیدم داره میگه که
+ نرو
کنار تخت نشستم و صورتش رو نگاه میکردم
- منتظر بمون کوچولو نوبت منم میرسه
🌝✨ویو فردا صبح ✨🌝

جون سنا یک جیغ بلند کشید
- عجیب جیغی بخدا که ترسیدم چی شده
+ دیشب خواب دیدم که بهم اطراف کردی
- خوب کردم دیگه
+ وای من چرا اون حرف رو زدم بیخیالش شو
🌝✨پایان پارت۷✨🌝
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ساعت ۱۲ و ۳۱ دقیقه ظهر_جیمین:با سردرد چشمام رو باز کرد...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

نوری در دنیای مرده هاپارت ¹ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایی...

وقتی بچه دارین ولی ....همون جور که غذا درست میکردم گوشم پیش ...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط