{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Which one

Which one
part 17

کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی از استقبال کرد و گفت
م. کارت عالی بود دختر
ن. واقعا مرسیی
م. خواهش عزیزم
.
.
.
بعد از حرف زدن با زن عمو مشغول نگاه کردن به اطراف شدم
آدم های عجیبی بودن یا شاید من اینطور فکر میکردم
چون ظاهر ساده ای داشتن
همینطور که سرم رو میچرخودنم چشمم افتاد به جونگ کوک زل زده بود به سینه لختم خب من هم معذب شدم
ولی به روی خودم نیوردم بعدش هم و به به چشمام زل من هم به چشمام
انگار هیچکدوم قصد جدا شدن نداشتیم انگار ه دوئل بود
اما چه دوئلی .........
بعد از چند دقیقه زیاد اهمیت ندادم و به ته نگاه کردم اون هم به من اشاره کرد که بیام و بغلش بشینم
من هم لبخند رضایت بخشی زدم و رفتم پیشش
ت. سلام
ن. سلام
ته. امروز خیلی خوشگل شدی مخصوصا تو این لباس
ن. مرسیی توهم خیلی خوشتیپ شدی
ت. ولی به پای شما که نمیرسیم
خندیدم و اون هم خندید بعد از چند ثانیه صورتش رو بهم نزدیک و گفت
ت. هنوز نمیخوای بگی
ن........
ت. البته مجبورت نمیکنم هروقت خواستی بگو
ن.........

حتی فکر اون اذیتم میکنم چند ساعتی بود که فراموشش کرده بودم
اما صداش تو ذهنم هی پلی میشد
دوباره چشمام پر اشک شد و بدون توجه به کسی رفتم به سمت دستشویی
در رو پشت سرم بستم و سعی کردم خودم رو جمع کنم
شیر آب رو باز کردم و
داشتم سهی میکردم بغضم رو قورت بدم
یه قرص مسکن خوردم و اومدم بیرون از سالن خارج شدم

و رفتم سمت آبشار کنارش یه نیمکت بود
روی اون نسشتم و سعی کردم مغزم رو خالی کنم
دستام رو روی زانوم گذاشتم و سرم رد روی دستام بعد از چند دقیقه سرم رو بالا آوردم

و سعی کردم هوای ازارد رو تنفس کنم
رفتم داخل و دیدم پدر بزرگ داره با همه خداحافظی میکنه
رفتم پیشش و گفتم
ن. کی میریم
پ. وقتی همه رفتن
ن. اووووووو من تا کی باید بشینم
پ. میخوای سوجین داره میره توهم همراهش برو

با اینکه اصلا دوست نداشتم ولی خب چاره ای هم نداشتم
رفتم پیشش و گفتم
س. میشه همراه شما بیام
به نشونه تایید سر تکون داد و باهم راه افتادیم به سمت ماشین
ماشین شیکی داشت داشتم در عقب رو باز میکردم که گفت
س. مگه من راننده شخصیتم بیا جلو
به نشونه تایید سر تکون دادم و راه افتادیم



همه چی اروم بود و موزیک هم وایبه خوبی بهم می‌داد که یهو سوجین گفت




کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
این پارت پاک شده بود
شرطا
لایک ۱۰۰
کامنت ۸۰
بازنشر ۵۰
دیدگاه ها (۲۲)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

چند پارتی (درخواستی)

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

《برادره ناتنیم》(پارت ۲)ویو ا/توقتی تهیونگ اون حرف هارو زد ضر...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط