محو زیبایی او
محو زیبایی او
پارت ۴۶
ویو ته یونگ
گوشیم رو برداشتم و کلی سعی کردم آنتن پیدا کنم ولی نشد
پیامی واسم اومد این از کجا اومد ناشناسه
( پیام )
مراقبش باش وگرنه ......
( پایان پیام )
مراقب کی باید باشم نکنه منظورش رزا ست
صدای جیغ بلندی از اتاق دخترا شنیدم و از جام پریدم
ویو رزا
مست بودم سرم در میکرد میخواستم قرصی بردارم تا کمی سردردم خوب شه
کوله پشتیم رو باز کردم و یه سر توی کولم بود
جیغی زدم بدنم میلرزید
سر لنا بود گریم گرفت وای نه لنااااا
صدای گریم همه جا بود
بچه ها از مستی روی تخت غش کرده بودن و کسی رو نداشتم
در باز شد و با گریه یع لبخند زدم تهیونگ جلوی در بود اون همیشه پشتمه
بدنم دیگه توان نداشت گریه هام شدید تر شد زانو زده بودم و داشتم میوفتادم که ته یونگ منو گرفت بغلم کرد
نگاهی به سر لنا زد
چشمام روی لنا بود با دستش جلوی چشمام رو بست تا نبینم
میلرزیدم قلبم داشت از جاش در میومد
فریادی زدم
- آروم چیزی نیست
بعد از مکثی
- من اینجام
اشکام دیدم رو بسته بود
چرا لنا این بازی هیچ ربطی به اون نداشت اون حتی بازیکن نبود
ته یونگ برآید استایل بغلم کرد و گذاشت روی تخت
پتو رو روم کشید خوابم نمیبرد ولی چشمام مجبورم میکردم میخوام بمیرم با تمام وجود این رو آرزو میکردم بدون لنا من هیچ هستم
ته یونگ سر لنا رو برداشت و داد به جونگ کوک که با جیمین جلوی در ایستاده بودند
و در گوششون پچ پچ ی کرد
برگشت پیشم و کنار تخت نشست
بهش زل زده بودم
داشت پامیشد من بدون چجوری امشب رو بگذرونم
آستین لباسش رو گرفتم
+ بمون
- اینجا اتاق دختراست
+ پیشم بمون لطفاً
اومد پیشم و بغلم کرد کنار هم خوابیدیم
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
پارت ۴۶
ویو ته یونگ
گوشیم رو برداشتم و کلی سعی کردم آنتن پیدا کنم ولی نشد
پیامی واسم اومد این از کجا اومد ناشناسه
( پیام )
مراقبش باش وگرنه ......
( پایان پیام )
مراقب کی باید باشم نکنه منظورش رزا ست
صدای جیغ بلندی از اتاق دخترا شنیدم و از جام پریدم
ویو رزا
مست بودم سرم در میکرد میخواستم قرصی بردارم تا کمی سردردم خوب شه
کوله پشتیم رو باز کردم و یه سر توی کولم بود
جیغی زدم بدنم میلرزید
سر لنا بود گریم گرفت وای نه لنااااا
صدای گریم همه جا بود
بچه ها از مستی روی تخت غش کرده بودن و کسی رو نداشتم
در باز شد و با گریه یع لبخند زدم تهیونگ جلوی در بود اون همیشه پشتمه
بدنم دیگه توان نداشت گریه هام شدید تر شد زانو زده بودم و داشتم میوفتادم که ته یونگ منو گرفت بغلم کرد
نگاهی به سر لنا زد
چشمام روی لنا بود با دستش جلوی چشمام رو بست تا نبینم
میلرزیدم قلبم داشت از جاش در میومد
فریادی زدم
- آروم چیزی نیست
بعد از مکثی
- من اینجام
اشکام دیدم رو بسته بود
چرا لنا این بازی هیچ ربطی به اون نداشت اون حتی بازیکن نبود
ته یونگ برآید استایل بغلم کرد و گذاشت روی تخت
پتو رو روم کشید خوابم نمیبرد ولی چشمام مجبورم میکردم میخوام بمیرم با تمام وجود این رو آرزو میکردم بدون لنا من هیچ هستم
ته یونگ سر لنا رو برداشت و داد به جونگ کوک که با جیمین جلوی در ایستاده بودند
و در گوششون پچ پچ ی کرد
برگشت پیشم و کنار تخت نشست
بهش زل زده بودم
داشت پامیشد من بدون چجوری امشب رو بگذرونم
آستین لباسش رو گرفتم
+ بمون
- اینجا اتاق دختراست
+ پیشم بمون لطفاً
اومد پیشم و بغلم کرد کنار هم خوابیدیم
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۱.۹k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط