یادم آید..

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم.
نگسستم، نرمیدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن كوچه گذر هم
بی تو اما ،به چه حالی من از آن كوچه گذشتم؟

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۰)

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

جاده بی راهه

لونا و ويليام

Seventeen

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

بي تو مهتاب شبي باز از ان كوچه گذشتم..همه تن چشم شدم خيره ب ...

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتمحذر از عشق ندانمسفر ...

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زدچون کبوتر، لب بام تو نشست...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...همه تن چشم شدمخیره به...

رفت در ظلمت غم آن شب و شب‌های دگر همنگرفتی دگر از عاشق آزرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط