{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !


اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید


یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم


رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۵)

خوشکل جان ها 😍

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

پارت 11 : عشق در آغوش سلطنتپادشاه یک قدم دیگر به تهیونگ نزدی...

خـیــانـــت دروغــیـن𝔓𝔞𝔯𝔱²¹/فرصتی دوبارهدختر خیلی خشک و سرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط