بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...
همه تن چشم شدم
خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شوم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانه خانه گل یاد تو درخشید...
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گوشودیم و درآن خلوت دل خسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک بر چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم،نرمیدم
رفت در ظلمت غم،آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر!!
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!!
" فریدون مشیری"
همه تن چشم شدم
خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شوم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانه خانه گل یاد تو درخشید...
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گوشودیم و درآن خلوت دل خسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک بر چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم،نرمیدم
رفت در ظلمت غم،آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر!!
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!!
" فریدون مشیری"
- ۲.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط