ظهور ازدواج )
ظهور ازدواج )
پارت ۱۰۱
جیمین كاملاً جدي گفت
جیمین : نه..خيلي بيشتر از الانه.. سلنا ناباور گفت:داري... باهام بهم ميزني؟ نه..داره بهت پیشنهاد زندگي رويايي تا ابد ميده..
اسكل.. فقط خوبي
جیمین سر تکون داد و گفت
جیمین :اره..سلنا من و تو.. متاسفم..تو دوست هستي اما فقط در همون حد..براي من در همون حد.. سلنا پوزخند بلندي زد و لرزون گفت
سلنا :دوست خوب اره؟
جیمین: چند وقتی بود که میخواستم اینو بهت بگم و..نشد..حرف امروز و دیروز نیست..من و تو. .... مريضيم سلنا.. نمیتونیم با ادامه هم سلنا با غیض گفت
سلنا : برو به جهنم..
با این موافقم.. بدیم. و با خشم گفت ... سلنا : من ازت نمیگذرم جیمین ...
واقعا تمام شب رو روي کاناپه خوابیده بود؟ نه بابا..پس هنوز یه امید ریزي بهش هست.. صفت لاشي رو ازش پس میگیرم.. اختياري رو لبم نشست.
سلنا عصبي بند ساعتشو بست و پالتوشو برداشت و گفت
سلنا : تقصیر من احمق بود که خواستم پیش تو بمونم..فك کردم بعد این همه مدت شاید دلت برام تنگ شده باشه..شاید.. مثل اینکه نه...
جیمین جدي و با اخم دست به سینه به جايي جز سلنا نگاه میکرد گفت
جیمین : هیس..داد نزن..
سلنا : چرا؟مگه کسی خوابه؟
هوووي..مثلاً من خوابم.. نفهم.. و با حرص گفت
سلنا : دیروز با جنت حرف میزدم..گفت سفرت به پاریس رو کنسل کرد
جنت..خواهر جیمین .. با خواهرشم حرف زده؟ چه پروعه دیگه این.. جیمین خشن و از لاي دندوناش گفت
جیمین :داري کنترلم ميکني چي؟ خوب میدونی چقدر از کنترل شدن متنفرم.. سلنا ناباور گفت .... سلنا : کنترل ؟ جیمین من دوست دختره تو هستم حق دارم بدونم.. چته؟ مربوط به پدرته؟ باز نقشه جدید؟ این دفعه چیه؟ دوست یا دوست دختر؟ بیشتر شبه به کنه مه مشک طلای درم بست
داد زد
سلنا :نمیگذرم... به هیچ قیمیتی..تو مال مني..بفهم.. با دهن کجی زیرلب گفتم سلنا تو رو خدا بگذر.. به خاطر من.. بیا برو گمشو بابا..دختره رواني.. نمیگذرم.. و خيلي سریع از اتاق و بعدش از خونه زد بیرون و در
سالن رو خيلي محکم به هم کوبید.
هوووووي تنها بخش سالم این خونه درش بود که اونم این دختره
زحمتشو کشید.. باز از جسمی به جیمین نگاه کردم.
دست تو جیب و جدي به ديوار خیره بود و بعد حس کردم نگاهش رو به در اتاق من دوخت. تند از در دور شدم تا سایه مو از زیر در نبینه و رفتم تو تخت نفس عمیقی کشیدم و پتو رو روي خودم کشیدم.
دیشب اشفته خوابیده بودم.. باز چشمامو بستم که شاید خوابم ببره.
پارت ۱۰۱
جیمین كاملاً جدي گفت
جیمین : نه..خيلي بيشتر از الانه.. سلنا ناباور گفت:داري... باهام بهم ميزني؟ نه..داره بهت پیشنهاد زندگي رويايي تا ابد ميده..
اسكل.. فقط خوبي
جیمین سر تکون داد و گفت
جیمین :اره..سلنا من و تو.. متاسفم..تو دوست هستي اما فقط در همون حد..براي من در همون حد.. سلنا پوزخند بلندي زد و لرزون گفت
سلنا :دوست خوب اره؟
جیمین: چند وقتی بود که میخواستم اینو بهت بگم و..نشد..حرف امروز و دیروز نیست..من و تو. .... مريضيم سلنا.. نمیتونیم با ادامه هم سلنا با غیض گفت
سلنا : برو به جهنم..
با این موافقم.. بدیم. و با خشم گفت ... سلنا : من ازت نمیگذرم جیمین ...
واقعا تمام شب رو روي کاناپه خوابیده بود؟ نه بابا..پس هنوز یه امید ریزي بهش هست.. صفت لاشي رو ازش پس میگیرم.. اختياري رو لبم نشست.
سلنا عصبي بند ساعتشو بست و پالتوشو برداشت و گفت
سلنا : تقصیر من احمق بود که خواستم پیش تو بمونم..فك کردم بعد این همه مدت شاید دلت برام تنگ شده باشه..شاید.. مثل اینکه نه...
جیمین جدي و با اخم دست به سینه به جايي جز سلنا نگاه میکرد گفت
جیمین : هیس..داد نزن..
سلنا : چرا؟مگه کسی خوابه؟
هوووي..مثلاً من خوابم.. نفهم.. و با حرص گفت
سلنا : دیروز با جنت حرف میزدم..گفت سفرت به پاریس رو کنسل کرد
جنت..خواهر جیمین .. با خواهرشم حرف زده؟ چه پروعه دیگه این.. جیمین خشن و از لاي دندوناش گفت
جیمین :داري کنترلم ميکني چي؟ خوب میدونی چقدر از کنترل شدن متنفرم.. سلنا ناباور گفت .... سلنا : کنترل ؟ جیمین من دوست دختره تو هستم حق دارم بدونم.. چته؟ مربوط به پدرته؟ باز نقشه جدید؟ این دفعه چیه؟ دوست یا دوست دختر؟ بیشتر شبه به کنه مه مشک طلای درم بست
داد زد
سلنا :نمیگذرم... به هیچ قیمیتی..تو مال مني..بفهم.. با دهن کجی زیرلب گفتم سلنا تو رو خدا بگذر.. به خاطر من.. بیا برو گمشو بابا..دختره رواني.. نمیگذرم.. و خيلي سریع از اتاق و بعدش از خونه زد بیرون و در
سالن رو خيلي محکم به هم کوبید.
هوووووي تنها بخش سالم این خونه درش بود که اونم این دختره
زحمتشو کشید.. باز از جسمی به جیمین نگاه کردم.
دست تو جیب و جدي به ديوار خیره بود و بعد حس کردم نگاهش رو به در اتاق من دوخت. تند از در دور شدم تا سایه مو از زیر در نبینه و رفتم تو تخت نفس عمیقی کشیدم و پتو رو روي خودم کشیدم.
دیشب اشفته خوابیده بودم.. باز چشمامو بستم که شاید خوابم ببره.
- ۱۶.۳k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط