{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من زني است كه هرروز با ترسي ناشناخته از او دست و پنجه

در من زني است كه هرروز با ترسي ناشناخته از او دست و پنجه نرم ميكنم. ترس این که توي دلم لنگر بياندازي و عاشقش شوی بعد هرگز دستش را رها نكني، هرگز بيرون نيايي.من گریه کنم. تو بی چشم هایش بخواهی دنیایی نباشد. منی نباشم.این ضربان خسته کننده و ارامم نباشد.
از آن حال ها هستم که اگر بودی تمام زنانگی نداشته ام را مشت مشت، یواشکی، به پایت می ریختم. اما تو نیستی. جایی زیر پلک هایم شاید قایم شده ای. خودت را پنهان کردی.
گوش هایم پر از صداست. صداهای بم. صدای مردانی سفید پوست. سیاه پوست. شاید حتی سرخ پوست. مرد سرخ پوست تا به حال از نزدیک دیده ای؟ مردان سرخ پوست فکر می کنم عاشق پیشه تر از سفید پوست ها باشند. خوب معلوم است چرا. سرخ رنگ پر شوری است. کافی نیست؟ خوب باشد. هرچه تو بگویی. اصلا مهم هم نیست. تو بیا...من هم گواش دارم هم رنگ روغن. نداشتم هم قرض می گیریم. قلمو لازم نیست آرنج هایم را توی سطل رنگ می کنم و می کشم زیر گلویت. پشت گوش هایت. روی نرمی دلت. اخم نکن. همیشگی که نیست.من که خدا نیستم. من فقط یک دختر تنها هستم با دو سطل رنگ عاریه. خوشت نیامد دو سطل دیگر قرض می کنیم. یک رنگ دیگر. شاید مردان سبز پوست و آبی پوست مهربان تر باشند... دلم پیچ می زند. بس کن. این بازی را تمام کن. توی دلم دنبال چه می گردی؟ زن توی دل من سال هاست که مرده. خودم کشتمش. با یک قیچی فلزی. بچه بودم خوب. آن موقع نمی دانستم مردها به این زودی می فهمند. آن موقع نمی دانستم کفش پاشنه بلند چنین تاثیر عمیقی در ناخودآگاه یک مرد دارد. آن موقع فکر می کردم با این موهای کوتاه و آن کوله ی خاک آلود شاید خواستنی تر باشم. باشد. موهایم را بلند می کنم. بلند و شرابی. باشد باشد. شرابی نه. رنگ چای تازه دم. لاک می زنم. ماتیک قرمز به لب هایم می کشم. از آن دامن های چین و واچین می پوشم. از آن عطر شیرین می زنم. همان که اصرار داشتی به لباس خواب و زیر گوش هایم حتما بزنم.

به میز توالت تکیه می دهم تا مثل هر شب کابوس دوباره آغاز شود و نگاهت ناگهان جان بگیرد. برای زنی که من نیستم. برای زنی که شاید مرده است در یک شهر دور.

بغض نمی کنم،دلم مدام پر و خالی می شود. من می دانم که تو هنوز آن جایی. می دانم... این شوخی را تمام کن. بیرون بیا...می ترسم. من این غریبه را نمی شناسم...
دیدگاه ها (۳)

- آهــــــ ــــای ســـ ـــیـــ ـــگــــ ـــاری..من تو را میف...

پروردگارا: پناهم باش تا مظلوم روزگار نباشم !رهایم نکن تا اسی...

بی تو ...دستانم را به آسمان میبرمکش میدهمپیچ می خورمخستگی ام...

من اگر مرد بودمروياهاى مردانه ام را در كيف زنانه ات مى گذاشت...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

شب‌ها که خوابت نمی‌برهو بی‌دلیل تو رختخواب غلت می‌زنیشاید کس...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانیمارا ز سر بریده می ترسانی؟!ما گر زس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط