{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک:خندید

کوک:خندید
سوار ماشین شدن و رفتن سینما و یه فیلم ترسناک دیدن
کوک:برو تو تا من بیام
ات :کجا میری
کوک :میرم خوراکی بگیرم
ات :باشه زود بیا
کوک :باشه
ات رفت داخل و نشست رو صندلی
ات :اومدی کوک
کوک :اره کی فیلم شروع شد
ات :همین الان
فیلم شروع شد چند دقیقه که از فیلم گذشت ات شروع به ترسیدن کرد
کوک :خوبی میخوای بریم
ات :نه فقط بقلم کن
کوک :باشه
کوک ات را بقل کرد تا اخر فیلم
ات تو بقل کوک خوابش برده بود
کوک :ات بلند شو فیلم تمام شد
ات :باشه عشقم بلند شدم
کوک :چی گفتی الان
ات :تعجب کرد و گفت هیچی از دهنم در رفت تو بیخیال شو
کوک :باشه با خنده
ات و کوک رفتند و سوار ماشین شدند
ات باز دوباره خوابید
گوشی ات زنگ خورد و کوک اسم
بقیه اش برای پارت بعد
دیدگاه ها (۲)

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

ادامه ی پارت ۱۹۵

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

چندپارتی جونگ کوک

part:40ات:کوک به حرفام خوب گوش کن ... ۱کیلو متر دیگه به آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط