ای کدامین شب!

ای کدامین شب!
 
یک نفس بگشای
جنگل انبوه مژگان سیاهت را
تا بلغزد بر بلور برکه‌ی چشم کبود تو
پیکر مهتابگون دختری کز دور
با نگاه خویش می‌جوید
بوسه‌ی شیرین روزی آفتابی را
از نوازش‌های گرم دست‌های من.
دختری نیلوفرین، شبرنگ، مهتابی
می‌تپد بی‌تاب در خواب هوسناک امید خویش
پای تا سر یک هوس: آغوش
و تنش لغزان و خواهش بار می‌جوید
چون مه پیچان به روی دره‌های خواب‌آلود سپیده‌دم
بسترم را
تا بلغزد از طلب سرشار
همچو موج بوسه‌ی مهتاب
روی گندم‌زار
تا بنوشد در نوازش‌های گرم دست‌های من
شبنم یک عشق وحشی را.
دیدگاه ها (۵)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

سناریو

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

چندپارتی جونگ کوک

### پارت سوم: فرار از سایه‌ی ملاقه!سکوتِ سنگین و پر از کششِ ...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط