تا گرفتم خلوتی تاریک، روشن‌تر شدم

تا گرفتم خلوتی تاریک، روشن‌تر شدم
قطره‌ای بودم چو رفتم در صدف گوهر شدم

هیچ گل چون من در این گلزار بی‌طاقت نبود
خواب دیدم چون نسیم صبح را، پرپر شدم

خشکسالی‌دیده‌ای در این چمن چون من نبود
ابر را دیدم چو در آهنگ باران، تر شدم

#سهراب_سپهری
🌸 💫 💫 💐 💫 💫 🌸 ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕
🌸 💫 💫 💐 💫 💫 🌸
دیدگاه ها (۱)

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_مرد با قطره چکانی چند...

🔴آیا دزدیدن ابرها ،صحت دارد ⁉️1⃣قسمت اول سرقت ابرها صحت دارد...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۶جلوتر رفت و کشو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط