{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۶۸

پارت ۲۶۸

+چ...چرا ؟



~بخاطر اینکه خودش ب...


و یهو انگار چیزی یادش اومد و دیگه ادامه نداد



+بقیشم بگو سوجون...بگو..


- وقتی خودش هنور نگفته چرا من بگم ، خودش بموقع بهت میگه...


+یه چیز دیگه ام بود که میخواستم باهات درمیون بزارم

~میشنوم بگو...


+خب...هیون... این چند ماهی که از ازدواجمون میگذره.. خب من خیلی میبینم که این اتفاق میوفته


~چه اتفاقی ؟


+انگار یهو چیزی یادش میاد و برمیگرده عقب انگار توهم میزنه...بعضی شبا تو خواب هذیون میگه ، به چیزای خیلی بی ربطم‌ شک داره ، واقعا نمیدونم باید چیکارش کنم
دیدگاه ها (۲)

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

پارت ۲۰:

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

عشق سبز و صورتی

شاهکاری به نام دروغ

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

جند پارتی تهیونگ

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط