پارت 36
پارت 36
رمان عشق مدرسه ای
که رسید به جای ترسناکش
ات نشسته بود بغل هیونجین و مثل کنه چسبیده بود به هیون( 🤣)
که یهو انابل از کدوم در اومد و ات جیغ زد و یک تیکه ازلباس هیون رو گرفت جلوی صورتش .
هیون هم از این کار ات تعجب کرده بود و به ات گفت:
هیونجین: اخ من فدات شم وقتی میترسی خیلی کیوت و بامزه میشییی
و بعد هیون یک بوسه ی کوچولو روی لب ات زد که این مار هیون باعث تحریک شدن ات شد و ات همینجوری که بغل هیون نشست بود همون جور برگشت سمتش و دستش رو روی یغه لباسش گذاشت و به لب هیون اشاره کرد و گفت:
ات: ددی هیون اجازه است؟
هیونجین : بله که هست معلومه لبام یک صاحب داره فقط برای توعه
و هیونحین کمر ات رو گرفت و به خودش بیشتر نزدیک کرد که فاصله ی صورتشون خیلی کم بود و یک حرکت میخوردند لباشون و بینی شون بهم میخورد
وسط رمانتیک بازی های اینا فیلم تموم شد و هیونجین شروع کرد به وحشیانه بوسیدن ات .
در همین حین لیسا و جونگین و مینهو هانا داشتن بهم میگفتند:
لیسا: میشه دوربینو بیاری ازشون فیلم بگیرم برم به مامان ات نشون بدم ؟
جونگین: گناه داره
هانا: اره
مینهو: نظرت چیه اینا رفتند خوابیدند بترسونیمشون کرمم گرفته
لیسا: باشه اقای کرمو
مینهو: ( اداشو در میاره)
لیسا: ( خنده) مسخره
هانا: بسته بحس نکنین.
جونگین: راست میگه. بیاین برنامه بچنیم برای ترسونده هیون و ات بیاین
لیسا: اوکی
و دور هم جمع شدند و برنامه ریزی کردند.
( خب دیگه سوپرایزم نمیگم برنامه ترسوند شونو خودتون میبینید )
ویو ات و هیون در حال بوسیدن هم:
ات: ام ام
هیونجین ول کرد
هیونجین: جون؟
ات: خسته شدم بریم بخوابیم عشقم
هیونجین: باشه برم به مینهو و جونگین بگم جا رو پهن کنیم باید رو زمین بخوابیم عشقم
ات: باشه ددی هیون
هیونجین لبخند زد و. لپش بوسه ی کوتاهی زد و رفت سمت مینهو و جونگین.
هیونجین: مینهو و جونگین جوجوم ات خوابش میاد بای بریم جا پهن کنیم بخوابیم خسته ایم
مینهو: باشه لیسا بیار اون وسیله ها رو که پهن کنیم بخوابیم
لیسا: اوکی هانا تو هم بیا کمکم
هانا: اوکی بریم
جونگین: من برم آب بخورم میام الان
مینهو: برو
و جونگین اومد و پهن کردن وسیله هارو و الان روی رخت خوابن و اینجوریه که ات وسط جونگین و هیون و لیسا وسط مینهو و هانا.
ات: هیون
هیونجین: جونم عشقم؟
ات: میشه کمکم کنی این لباس در بیارم خیلی سفته زیپش
هیونجین: باشه ولی من و خودت فقط اینجا نیستی ما مینهو جونیگن هم هستند
ات: خب چه اشکالی داره؟
هیونجین: میخورمتا جوجو .ول کن
و هیون کمک کرد که ات لباسشو در بیاره و زیرش یک تیم تنه ی تا بالای شکمه کوتاه مشکی داشت و جونگین به بدن ات خیره شده بود که هیون گفت:
هیونجین: به چی نگاه میکنی؟
جونگین: هیچی
هیونجین: روتو اون ور کن روبه مینهو
جونگین: اه راحت نیستم نمیخوام
هیونجین: اوف باشه ولی دستت به جوجوم ات بخوره پارت میکنم.
(تو این ثانیه ات رفته بود دستشویی)
هیونجین: عشقم اومد. بیا بغلم جوجو
ات: باشه عشقم
پایان پارت 🩷
شبتون بخیر
رمان عشق مدرسه ای
که رسید به جای ترسناکش
ات نشسته بود بغل هیونجین و مثل کنه چسبیده بود به هیون( 🤣)
که یهو انابل از کدوم در اومد و ات جیغ زد و یک تیکه ازلباس هیون رو گرفت جلوی صورتش .
هیون هم از این کار ات تعجب کرده بود و به ات گفت:
هیونجین: اخ من فدات شم وقتی میترسی خیلی کیوت و بامزه میشییی
و بعد هیون یک بوسه ی کوچولو روی لب ات زد که این مار هیون باعث تحریک شدن ات شد و ات همینجوری که بغل هیون نشست بود همون جور برگشت سمتش و دستش رو روی یغه لباسش گذاشت و به لب هیون اشاره کرد و گفت:
ات: ددی هیون اجازه است؟
هیونجین : بله که هست معلومه لبام یک صاحب داره فقط برای توعه
و هیونحین کمر ات رو گرفت و به خودش بیشتر نزدیک کرد که فاصله ی صورتشون خیلی کم بود و یک حرکت میخوردند لباشون و بینی شون بهم میخورد
وسط رمانتیک بازی های اینا فیلم تموم شد و هیونجین شروع کرد به وحشیانه بوسیدن ات .
در همین حین لیسا و جونگین و مینهو هانا داشتن بهم میگفتند:
لیسا: میشه دوربینو بیاری ازشون فیلم بگیرم برم به مامان ات نشون بدم ؟
جونگین: گناه داره
هانا: اره
مینهو: نظرت چیه اینا رفتند خوابیدند بترسونیمشون کرمم گرفته
لیسا: باشه اقای کرمو
مینهو: ( اداشو در میاره)
لیسا: ( خنده) مسخره
هانا: بسته بحس نکنین.
جونگین: راست میگه. بیاین برنامه بچنیم برای ترسونده هیون و ات بیاین
لیسا: اوکی
و دور هم جمع شدند و برنامه ریزی کردند.
( خب دیگه سوپرایزم نمیگم برنامه ترسوند شونو خودتون میبینید )
ویو ات و هیون در حال بوسیدن هم:
ات: ام ام
هیونجین ول کرد
هیونجین: جون؟
ات: خسته شدم بریم بخوابیم عشقم
هیونجین: باشه برم به مینهو و جونگین بگم جا رو پهن کنیم باید رو زمین بخوابیم عشقم
ات: باشه ددی هیون
هیونجین لبخند زد و. لپش بوسه ی کوتاهی زد و رفت سمت مینهو و جونگین.
هیونجین: مینهو و جونگین جوجوم ات خوابش میاد بای بریم جا پهن کنیم بخوابیم خسته ایم
مینهو: باشه لیسا بیار اون وسیله ها رو که پهن کنیم بخوابیم
لیسا: اوکی هانا تو هم بیا کمکم
هانا: اوکی بریم
جونگین: من برم آب بخورم میام الان
مینهو: برو
و جونگین اومد و پهن کردن وسیله هارو و الان روی رخت خوابن و اینجوریه که ات وسط جونگین و هیون و لیسا وسط مینهو و هانا.
ات: هیون
هیونجین: جونم عشقم؟
ات: میشه کمکم کنی این لباس در بیارم خیلی سفته زیپش
هیونجین: باشه ولی من و خودت فقط اینجا نیستی ما مینهو جونیگن هم هستند
ات: خب چه اشکالی داره؟
هیونجین: میخورمتا جوجو .ول کن
و هیون کمک کرد که ات لباسشو در بیاره و زیرش یک تیم تنه ی تا بالای شکمه کوتاه مشکی داشت و جونگین به بدن ات خیره شده بود که هیون گفت:
هیونجین: به چی نگاه میکنی؟
جونگین: هیچی
هیونجین: روتو اون ور کن روبه مینهو
جونگین: اه راحت نیستم نمیخوام
هیونجین: اوف باشه ولی دستت به جوجوم ات بخوره پارت میکنم.
(تو این ثانیه ات رفته بود دستشویی)
هیونجین: عشقم اومد. بیا بغلم جوجو
ات: باشه عشقم
پایان پارت 🩷
شبتون بخیر
- ۲۳۷
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط