{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سلامتی اون پدری که

به سلامتی اون پدری که
هنگام تراشیدن
موی کودک مبتلا به سرطانش
گریه ی فرزندش رو دید..
ماشین رو داد به دستش
در حالی که چشمانش پر از گریه بود
گفت :حالا تو موهای منو بتراش!
دیدگاه ها (۵)

آدما عاشق میشن ولی‌ دوست داشتن رو بلد نیستنآدما قول میدن و ب...

زنـدگــی انـگــار تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه م...

چطوره؟؟؟؟؟؟کار معرقه.کار خودم

چطوره؟؟؟؟؟خودم درستش کردم تقدیم میکنم ب لاوين

پارت۳

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۵: اعتراف زیر بارانیک ...

ادامه پارت ۳۴

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۷: پایانِ یک امیدصدایِ ترمزِ شدیدِ...

پارت ۶۴

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

سناریو تهیونگ

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط