شب خرداد

شب خرداد
به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
بوی هجرت می آید
بالش من پر آواز پر چلچله هاست
صبح خواهد شد
و به این کاسه ی آب
آسمان هجرت خواهد کرد..."

سهراب سپهری
دیدگاه ها (۲)

نسیم صبحگاهی به آرامی در امتداد کوهستان می‌وزد و عطر مطبوع ب...

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

قسمت ۸ فردا صبح، وقتی جونگ‌کوک با سردرد از خواب بیدار شد و ر...

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت سوم: بازارِ کدهای معلقبازار بزرگ در سکوتی منجمد فرورفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط