سناریو #درخواستی

سناریو #درخواستی

(وقتی بهشون میگی میخوام خودکشی کنم)


نامجون:واقعا همچین فکری میکنی؟اونموقع کی هست که هرشب با نوازش کردنش آروم بگیرم؟(بغض و عصبی)
_______
جین:میدونی..تو زیبا ترین انسانی هستی که من دیدم پس نمیزارم تنهام بزاری!
_______
شوگا:کی بود که هرشب میگفت تنهام نمیزاره؟کی بود که میگفت حتی وقتی میخوابی هم جذابی؟کی بود؟کی بود؟؟؟؟
_______
جیهوپ:سانشاینم تو مثل زیبایی خورشیدی برای من و اگر تو خورشید باشی و نابود بشی جهان من تاریک میشه...لطفا ولم نکن(بغض)
_______
جیمین:من هرکاری میکنم تا تنها فرشته ی زمینیم زنده بمونه.نه فقط برای خودم..چون میخوام خودش هم از دنیا لذت ببره
_______
تهیونگ:اینقدر زود ازم خسته شدی که میخوای تنهام بزاری؟اینقدر زود تمام خاطراتمون رو از ذهنت پاک کردی؟اینقدر زود زدی زیر تمام قول های که بهم دادی؟این بود عشق ابدی منو تو؟(بغض)
_______
جونگکوک:ات...فراموشم کردی؟برای چی؟..برای چی میخوای تنهام بزاری؟من کار اشتباهی کردم؟

ات:نه...

جونگکوک:پس چی؟..میدونم از این دنیای فاکی خسته شدی..از آدمای توش...ولی..لطفا...بخاطر..من..خودتو دوست داشته باش..تظاهر هم نکن...و بوم نقاشی زندگیتو رنگی و زیبا بساز










خوب بود؟
دیدگاه ها (۶)

#برادر ناتنی من

پارت 2 ★رمان ازدواج اجباری با هوانگ ★ات: نه نه لطفا پدرمو نک...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

قسمت ۲۵ — «هدف بعدی» 🖤ات چند ثانیه فقط به آخرین صفحه خیره ما...

سناریو ایدل رویایی پارت ۳

part¹¹ویو جونگکوک::وقتی به مقصد رسیدم ماشینم و پارک کردم و ر...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

یه جاهایی اشتباه کردی چون برات لازم بود،یه روزایی اعتماد کرد...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط