{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی درخواستی#

تکپارتی درخواستی#

وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀

با بی حوصلگی روی مبل نشسته بودم و سرم توی گوشی بود . یه نگاه ریزی به یونگی انداختم که نگاهم کرد

:چیشده ات ؟ چیزی میخوای بگی

سمتش خیز برداشتی و دم گوشش زمزمه کردی

:یونگی من عروسک خرسی بزرگ میخوام 🥺 برام میخری ؟

وقتی دید خیلی کیوت داری نگاهش میکنی اونم خیلی کیوت نگاهت کرد

:خانم کوچولو عروسک خیلی دوست داری؟

:عروسک های خیلی خیلی بزرگ دوست دارم

:پس اگه یدونه فسقلی برات بخرم ناراحت میشی؟

:ناراحت نمیشم ، از خونه میزارم میرم

سریع بلند شد و ایستاد
:پس بدو اماده شو تا باهم بریم یه خرس بزرگ بخریم

تو شوک بودم ،اخه انقدر زود راضی نمیشد . همیشه یا خسته بود یا بهونه میکرد ولی الان خیلی زود راضی شد. منم بدون مکثی رفتم تا اماده بشم

...
وقتی سوار ماشین شدیم که حرکت کنیم با ذوق بهم نگاه میکرد

:یونگی
:هوم ...
:چرا اینقدر زود راضی شدی ؟ تو که همیشه بهونه میکردی
:اگر بخوای همین الان میتونم برگردم😉
:نه نهههههه
:نترس نمیرم . چون این چند وقت سرم شلوغ بود کم واسه شما وقت گذاشتم گفتم جبران کنم
اشک توی چشمات جمع شد . از ذوق دلت میخواست توی ماشین جیغ بزنی

:ات داری گریه میکنی؟!
:ها چی من؟ نه خاک رفته توی چشمم
آروم دسشو آورد جلو و بغلت کرد و بوس نانازی روی گونت گذاشت و یه چیزی دم گوشت گفت

:ات خیلی دوست دارم ❤️

امیدوارم از تکپارتی راضی باشید 🤗🤗
دیدگاه ها (۵)

The unwanted roommate _________________________ویو پارک یوری...

چندپارتی یونگی

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

#تکپارتی_کوک*به مناسبت تولدشششش😆*ساعت ها همینجوری میگذشت..ات...

سناریو ★ وقتی میخوای بهشون بگی بابا شدن هیونگ لاین نامی : از...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط