{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی تو خودش بود

خیلی تو خودش بود

بهش گفتم چرا اینقدر تو خودتی ؟
گفت : دارم فکر میکنم« ارباً اربا » یعنی چی ؟
نمیدونم بعداً باید تو کتابا بخونم ، یا با چشم خودم ببینم !
بعد عملیات جنازه شو دیدم ... چنان توپ بهش خورده بود که معنی « ارباً اربا » رو کاملا درک کرده بود...

" شادی روح شهید سید محمد شکری صلوات "
دیدگاه ها (۴)

رمان به دنبال هم...

فیک تهیونگ

Love youپارت چهاردهمسوار چرخ فلک شدیم ک یهو وسط بازی برقا رف...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

سناریو ایزانا

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط