#رمان #دنیای_من

#رمان #دنیای_من
پارت پنجاه و یکم:

ارشام_حالا تو هی نشدن بدع منو دوس داری ایششششش
_بشین روش برو کیش
باز زدم تو دهنم
ارشام ک کج شدع بود برع با این حرفم صاف شد
ارشام_بشینم رو چی؟
_پیچپیچی
باز زدم تو دهنم
اصن میشع من لال بشم؟
خاک برسرم کنم
ارشام ک معلوم بود خندش گرفتع جوابم و داد
ارشام_نمیخای حرف نزنی؟
_نچ
ارشام_اما اینجوری ابروت میرع هها
_ب ع*ن*م
باز زدم تو دهنم
یعنی من چ بیشعور شدما؟




رو تخت ولو بودم

ارشین و ارشام و ارتان و مامان باباش رفتع بودن خونع لباس عوض کنن برا ناهار بیان اینجا


بلند شدم رفتم حموم
همع ی شامپو رو برگردوندم رو دستم
همشو ک ن ولی خب بیشترشو
شامپو رو روی سرم ریختم
و با موهای بلندم ور رفتم
با کف همع موهامو رنگ کردم
داشتم رو سرم شکلک میکشیدم ک صدا ارشین اومد
ارشین_دنیا لباسات پشت درع
_عهههه اومدین؟، خوب باشع
صدایی نیومد
تو اینع نگاهی ب خودم کردم



چون چشام شامپو رفتع بود چشام سرخ سرخ شدع بود و موهام هم شکل شاخ شدع بود و الان شباهت بسیار زیادی با این گاو ها ک پرده قرمز میبینن رم میکنن داشتم
دوش گرفتم
حولرو برداشتم خودم و خشک کردم
دستم و بردم بیرون لباسو برداشتم
با دیدن لباس چشام گرد شد٠؟
من واقعن اینو بپوشم؟
_ارشیییییییین
ارشین_جانم
_من واقعن اینو بپوشم ؟
ارشین_مگع چشعععع
_چیش نیس
ارشین_چیع خو
_من کی تو خونع همچین لباسی پوشبدم؟
ارشین_خو عزیزم الان نامحرم اینجاس
_من نمیتونم اینو بپوشم
ارشین_خـ حالا مگه چیعععع
_بابا من کی .......
......
نظر بدین فداتون❤
دیدگاه ها (۶)

رمان عشق ممنوع

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

مافیای من

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 013"""""""""""""""""""""""""""""""...

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_89+پایه باش یکم!اگر از سلن ا...

۴۴

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط