رمان ریندو سان و ران سان (پارت 1) . . . . . . .

با دوستات رفته بودی پارتی
همه به تو خیره شده بودن چون تو خوشگل ترین دختر اونجا بودی
یهو یکی دستتو گرفت
اسمش هانما بود
هانما : هی خوشگله دلت میخواد یکم خوش بگذرونیم
ترسیده بودی که یهو یکی اومد و دستشو کشید
ذهن ا٫ت: این چقدر جذابه
یکی دیگه هم اومد
ذهن ا٫ت: ظاهرا این دو تا برادرن
خودشونو معرفی کردن
ران : اسیب که ندیدی
ا٫ت: نه ممنونم خوبم
ران لبخند زد
رفتن و هانما رو تا حد مرگ زدن
یهو کیساکی اومد و زد تو صورت ران و ریندو
عصبی شدی
رفتی جلو
کیساکی رو انداختی رو زمین نشستی رو شکمش گلوشو گرفتی و فقط به صورتش مشت میزدی
همه داشتن بهت نگاه میکردن
ران و ریندو تعجب کردن
ران دستتو گرفت
ران : هی هی پیشی کوچولو اروم باش دستات اذیت میشن
کیساکی یه مشت به صورتت زد
پرت شدی اونور
ران و ریندو بد عصبی شدن
ران یقشو گرفت
ران : هی چطور جرعت کردی به پیشی کوچولو اسیب بزنی
از دهنت خون میومد
ریندو : ران این با من برو پیش ا٫ت
ران : باشه
ران بلندت کرد
دهنتو چک کرد
ران : خوب خدارو شکر دندونت نشکست
بغلت کرد
ا٫ت: درد داره
ران ترسید
ران : کجات
ا٫ت : سرم
ران : هیچی نیست اروم باش
ریندو : بیا ببریمش خونه درمانش کنم
ران : باشه
بغلت کرد
نشوندنت تو ماشین
بردنت خونشون
ریندو گذاشتت رو تخت
دهنتو پاک کرد
دهنتو چک کرد
ریندو : خوب هیچی نیست فقط یکم از گوشه دهنت باز شده اونم تا صبح خوب میشه
چشماتو باز کردی
ران : فرشته کوچولو خوبی
ا٫ت: اره
ران یکی از لباساشو اورد
لباستو دراورد و لباس خودشو پوشوند
ریندو : امشب پیش مایی باشه؟
ا٫ت: من خونه نمیتونم برم
ریندو : چرا
ا٫ت: مامانم رفته مسافرت بهم گفت خونه نمونم و برم خونه دوستم
ران به ریندو نگاه کرد ریندو هم به ران
ران : خوب میخوای اینجا بمونی
ا٫ت: اخه تازه باهم اشنا شدیم
ران : اشکال نداره
ا٫ت : باشه پس فردا یه سر بریم خونم تا وسایلامو جمع کنم
ران : باشه
دراز کشیدی
یهو دیدی ران و ریندو کنارت دراز کشیدن
ران سمت راست ریندو سمت چپ
سرخ شدی
ران نازت کرد
ریندو بغلت کرد
و باهم خوابیدید
دیدگاه ها (۸)

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو ران پارت ۲

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

سناریو مایکی پارت۶

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

سناریو خط قرمز پارت ۳

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط