{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part7

part7
#ویو ا/ت#
با کاری که کرد خشکم زد با یه حرکت منو روی میز نشوند و نزدیک گوشم اومد
هیونجین:میدونم تو پرنسسی(نمیشه این حرف رو برا من میزد😔😔😔)
نمیتونم انکار کنم که واسه این کارش دلم نرفت(خاهر من اگه جای تو من بودم تا الان سکته کرده بودم)ولی به روم نیاوردم و نمیخواستم که کم بیارم
ا/ت:شاید من پرنسس باشم ولی فکر نمیکنم تو اون شاهزاده با اسب سفیدشی
هیونجین:امشب تو دورهمی میبینی که هستم یا نه
ا/ت:ما هم مبینیم که چجوری دل رو ازت میبرم(تو دل خودش)
ویو هیونجین
بعد از اونکارم همش نگاش میکردم دختر خوشگلیه شاید بد نباشه عاشقش بشم البته در شرطی که اونم عاشقم بشه
زنگ خورد یجورایی دنبالش بودم به هر بهانه ای که میشد پسرا رو به سمتی که میرفت میکشیدم تا اینکه دیدم همه کم کم دارن سمتی که ا/ت رفته جمع میشن
منم رفتم تا ببینم چه خبره که با صحنه ای که دیدم نمیدونم چرا ولی یه حسی سراغم اومد که تا حالا نیومده بود
کیم سا جینگ:ا/ت من چند وقته که دیوونه وار عاشقتم خیلی دوست دارم بی نهایت هر کاری که بخوای برات انجام میدم
اونایی که اطراف بودن:قبول کن قبول کن(همشون دست میزدن)
ا/ت:میخوام که با اعتراف های بقیه که همشون رو رد کردم مال تو رو#**که حرفم رو با دیدن هیونجین عوض کردم**#
یکم بهش فکر میکنم
فیلیکس:میخوای چیکار کنی
هیونجین:فقط منتظر دورهمی ام
جونگین:هیون عاشقش نشو
هیونجین:تو عاشقش شدی که نمیخوای من بشم چته ها
جونگین:هیون من فقط نگرانتم که این دختر قلبت رو بشکونه نگرانتم
هیونجین:گفتم عاشقش نمیشم
فیلیکس:این رو ولش دختر داره از دست میره
ویو ا/ت
داشتیم با دخترا در حال جنگ از کنار اون سه تا رد میشدیم که دیدم فیلیکس میگه دختر داره از دست میره
ا/ت:بخدا داره از دست میره
هان سو ریو:از دست میره سهله از دست رفته
وویی:اونم خیلی وقته
هیونجین:تا نکشتمت از جلو چشمام گمشو(روبه فیلیکس؛
دیدگاه ها (۷)

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

دو پارتی هیون

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

دو پارتی پارت آخر

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط