پرنسس کوچولو

پارت : شانزدهم
لیسا : به نظرت چرا ما اینجا ایم ؟
جنی : من من نمی دونم
لیسا : خدایا خودت بخیر کن
کم کم یک صدای اومد بعد چند دقیقه تصویر دوتا مرد کند
پیدا شد
مرد اول : اینا خودشون آن باید تحویل فرمانده بدیم !
مرد دوم : اسم تون چی
جنی : جنی
لیسا : ل.ی.س.ا
مرد اول : حیف که زود باید بریم وگرنه یکم خوش می گذراند یم
جنی : کجا بریم چرا دسته ما بسته است ها ؟
مرد دوم : اوم جواب سوالات می گیری اونم تا چند ساعت دیگه
لیسا : از جون مون چی می خواین ؟
مرد اول : هیس کوچولو
تهکوک ویو
کوک : یک صدای از این کلبه میاد
تهیونگ : بریم ببینم
کوک : آره
داخل کلبه میشن
کوک : صدا از طبقه بالا
تهیونگ : اره چقدر آشنا هست
چند مین بد
کوک : اونا جنی لیسا آن
تهیونگ : قایم شو
کوک : چرا دست هاشون بست است
تهیونگ : نمی دونم اون مرد ها کین
کوک : باید نجات شون بدیم
جنلیسا
مرد اول : ما میریم شما هم اذیت نکنید کوچولو ها ...
جنی : مرتیکه عوضی کجا میری دست من واض کن
رفتن
لیسا : رفتن حالا چه کنیم
کوک : سلام بچه ها
جنی : شما چ می کنید
تهیونگ : اومدیم شما رو نجات بدیم دیگه
جنی : اوکی دستم واض کن
تهیونگ : بیا
جنی : باید فرار کنیم
لیسا : اون چی برداشتی ؟
جنی : چاقو شکر برقی
تهیونگ : اوکی دخترا بریم.
راوی
همین طور داخل قدم ورداشتن بودن
مرد اول : شما کی هستید دارید فرار می کنید
جنی : بدو آید
دم در هم مرد دوم وایساده بود
مرد دوم : عمرن بزارم برید!
جنی : ببین از رو جنازه آت میریم
مرد اول : حتماً دلت به این دوتا جوجه رنگی کرد( منظور کوک تهیونگ )
جنی : اوم آره شاید
تهیونگ : کوک
کوک : حل
و تهکوک دارن مبارزه می کنند
جنی : هعی مرد کند زشت بیا اینجا
مرد دوم : با منی ؟
جنی : آره با خود فاکی آت
مرد دوم : الان بهت می گم
تهیونگ : جنی شکر
جنی : بیا
تهیونگ : مرسی
لیسا : کوک بیا
کوک : جانم
لیسا : ببین از پنجره بالا می تونیم فرار کنیم
کوک : اوکی ولی چرا
لیسا : در قفل
کوک : اوکی این ب جنی بگو اول بیهوش می کنیم بد میریم
لیسا : اوکی

♡
#ایو #رزی #جیسو #لالیسا #جنی #بلک_پینک
#جمین #نامجون #جین #کوکی #تهیونک #شوگا #جیهوپ #بی_تی_اس
#ایتیزی #و_ه_مای_گرل
#اورلگو #اکسو #تی_اکس_تی #پنت_هاوس #دبلیو #زیبای_حقیقی #اجوشی_من #روباه_نه_دم #ویرانگر_در_خدمت_شماست #عاشقان_ماه #گل_برفی #کمپانی
#فیک
#جیمین
#بی_تی_اس
#کیپاپ
#تهنی
#لیزکوک
#جینسو
#رزمین
#جیرز
#بلگتن
#شیپ
#رمان
#ونشات
#اصمات
#تهیونگ
#کوکی
دیدگاه ها (۱۱)

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ⁴ 🥀━━━━━━━━━━━━━━[عمارت ک...

سناریو تهیونگ

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴⁰ویو میکا_____سکوت سنگی...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ² 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

پارت پنج

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۴ | «فقط یک چیز دیگه!» 😂🛍...

پارت اخر۲ سال بعد امشب کریسمسه جونگکوک: تهیونگ برام هدیه خری...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط