Part:184

Part:184
سوبین : تهیونگی(بغض)
تهیونگ : جانم
سوبین : فکر کردم رفتین
تهیونگ : نه نمیرم همینجام ببین جونگ کوکم اینجاست
سوبین : کوکی (بغض)
کوک : آخ من فداتشم
الکس : اهم همه برین کنار
سوبین : ا...ال..الکس
الکس : جانم گلم
سوبین : تو تو که رفته بودی
الکس : اومدم پیشت دیگه نمیرم همینجا میمونم
سوبین : اما کارت
الکس ؛ تو مهم تری روحم
ته : هعی
کوک : دورشو من هنوز ازت خوشم نمیاد
ته : چرا بهمون نگفتی
سوبین : چی..چیرو
کوک : خودتو نزن به اون راه همه میدونن
سوبین : م..من.فقط نمیخواستم بار اضافی رو دوشتون باشم
کوک : چی واقعا که سوبین ما همه یه خوانواده ایم چه بار اضافه ای آخه
ته : کوک راس میگه
سوبین : ببخشید میدونم همیشه یه بار اضافم فقط الکی نگرانتون کردم
لارا : هعی زر مفت نزن
هانی ؛ راس میگه بکش زبپو
دکتر : خب خوانواده محترم میشه تشریف ببرین بیرون
همه : باشه
سوبین : هممم الکس
الکس : جانم
سوبین : میشه بمونی؟
الکس : دکی جون میشه؟
دکتر : باشه ولی فقط تو
ته : عمرا
دکتر: پلیززززز برین بیرون
ته : نه واسا نهههه
دکتر : جناب جئون حتا شما اونارو که انداختم بیرون شمام برین
کوک : عمرا آبجیمو با این تنها بزارم
پرستار : آقای محترم لطفا
کوک : اما اما
سوبین : وایییی از دست اینا
الکس : حسودن حسود
دکتر : خب با اجازه هست
سوبین : البته
دکتر : هممم خوبه خب مشکلی نیست میتونین برین بعدا دوباره همو می‌بینیم
الکس : من برم کارای ترخیصتو انجام بدم
سوبین : مرسی
ته : هوففف تموم شد
سوبین : چقدر حسودین آخه
کوک : تو فقط ماله مایی
سوبین : (خنده)
لارا : عاااا برین بیرون دخترمون آماده شد بیایین
کوک : باش بیا ته
ته : منتظریم
چند دقیقه بعد
هانی : بریممممم
الکس : کارا تموم شد
ته : اهم سوار شین
کوک : هوی تو چرا سوار شدی
الکس : چرا عشقمو پیش شما تنها بزارم؟
ته : گمشو بیرون
سوبین : بزارین بمونه دیگههههه
ته : هوففف پ ماشینت
الکس : بچه ها میارن
کوک : هوفففف
چند دقیقه بعد
آجوما : برگشتین سوبین جان خوبی
سوبین : مرسی(سرد)
آجوما : بیایید ببین برات همه چیزایی که دوس داری درست کردم
سوبین : مرسی ولی گشنم نیست
آجوما : میدونم از دستم ناراحتی ولی
سوبین : آجوما دیگه اون رابطه خوبمون تموم شد بسه
آجوما : اما
لارا : آجوما
آجوما : باشه
لورا : عه لرگشتین
سوبین : با اجازه
الکس : سلامممم
ته : ایش نکبت
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

**Part *صندلی عقب داد و نشست.دستش مشت شده روی کابینت گذاشته ...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

وقتی تهیونگ و جونگکوک وسط س*کس بودن که بچه شون میاد داخل اتا...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

رئیس دوست داشتنی من پارت هشتم صبح بود من درسرکار مشغول به کا...

Cruel Love پارت ۹$:می‌خوایم بریم سفر یه هفته ای &:یعنی تو تو...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط