Cruel Love
Cruel Love
پارت ۹
$:میخوایم بریم سفر یه هفته ای
&:یعنی تو تو جشن جونگکوک نیستین
$:نه بلیط مون واسه شبه
+:خب حالا کجا میخواید برید
$: تایلند
+:اوووو ،قراره خوش بگذرونید بچه هاتونم ول میکنید دیگه آره
$:خب هم اجوما هست هم تهیونگ هم جونگکوک هم لارا تازه تو هم دیگه بزرگ شدی
+:اگه بزرگم چرا بهم میگید خانوم کوچولو
&:حالا این چیزا رو ول کنید صبحونه بخورید
همه شروع کردیم، بعد از صبحونه مامان و بابا چمدونشون رو جمع کردن و رفتن بیرون منو تهیونگ و لارا و جونگکوک موندیم رو کاناپه نشستیم و داشتیم حرف میزدیم
+:حوصلم سر رفت بریم بیرون (با کلافگی)
#:آره راست میگه میتونیم بریم خرید واسه جشن
(نکته : بابابزرگ شون جشن و میگیره و هزینه با اونه ایناهم میرم خرید لباس و اکسسوری و کفش و...)
-:باشه پس پاشین آماده شید اگه زود خرید کنید می تونیم بریم رستوران
&:خب، اوکی پاشید
همه پاشدیم رفتم اتاق لباسامو عوض کردم و موهامو باز کردم و اکسسوری انداختم و میکاپ چند روز پیش رو انجام دادم و اومدم پایین همه آماده بودن سوار ماشین شدیم من و لارا پشت نشستیم و اونا هم جلو ، رفتیم مرکز خرید و کلی لباس مجلسی پرو کردیم یکیش خیلی باز بود ولی عاشقش شدم رفتم پروش کردم از پرو اومدم بیرون ولی کسی بجز جونگکوک نبود
+:تهیونگ و لارا کجان
-:اونا رفتن مغازه بغلی
+:لباسم چطوره (با ذوق)
-:خیلی بازه خوب نیست بپوشیش
+:بتوچه میخرمش
-:به من هر چه مثلا مهمونی برا منه ها
+:خب !
-:خب یعنی اینکه نمیتونی بپوشیش چون جشن منه
+:منم میپوشمش
-:نمیپوشیش
+:میپوشمش
-:نمیپوشیش
+:گفتم میپوشمش فهمیدی
-:اصلا هر کاری میخوای بکن به من چه
+:از اولم نمیدوستی فازت چیه همینطوری حرف میزدی (آروم)
-:شنیدم چی گفتی
+:بشنو
همینطور داشتیم کل کل میکردیم که .....
اسلاید دوم استایل آنجلینا
اسلاید سوم استایل لارا
اسلاید چهارم استایل تهیونگ و جونگکوک 🛐
(شرط ها نرسیده بود ولی پارت گذاشتم این سری شرط ها نرسه پارتی در کار نیست خوجملا ✨)
پارت ۹
$:میخوایم بریم سفر یه هفته ای
&:یعنی تو تو جشن جونگکوک نیستین
$:نه بلیط مون واسه شبه
+:خب حالا کجا میخواید برید
$: تایلند
+:اوووو ،قراره خوش بگذرونید بچه هاتونم ول میکنید دیگه آره
$:خب هم اجوما هست هم تهیونگ هم جونگکوک هم لارا تازه تو هم دیگه بزرگ شدی
+:اگه بزرگم چرا بهم میگید خانوم کوچولو
&:حالا این چیزا رو ول کنید صبحونه بخورید
همه شروع کردیم، بعد از صبحونه مامان و بابا چمدونشون رو جمع کردن و رفتن بیرون منو تهیونگ و لارا و جونگکوک موندیم رو کاناپه نشستیم و داشتیم حرف میزدیم
+:حوصلم سر رفت بریم بیرون (با کلافگی)
#:آره راست میگه میتونیم بریم خرید واسه جشن
(نکته : بابابزرگ شون جشن و میگیره و هزینه با اونه ایناهم میرم خرید لباس و اکسسوری و کفش و...)
-:باشه پس پاشین آماده شید اگه زود خرید کنید می تونیم بریم رستوران
&:خب، اوکی پاشید
همه پاشدیم رفتم اتاق لباسامو عوض کردم و موهامو باز کردم و اکسسوری انداختم و میکاپ چند روز پیش رو انجام دادم و اومدم پایین همه آماده بودن سوار ماشین شدیم من و لارا پشت نشستیم و اونا هم جلو ، رفتیم مرکز خرید و کلی لباس مجلسی پرو کردیم یکیش خیلی باز بود ولی عاشقش شدم رفتم پروش کردم از پرو اومدم بیرون ولی کسی بجز جونگکوک نبود
+:تهیونگ و لارا کجان
-:اونا رفتن مغازه بغلی
+:لباسم چطوره (با ذوق)
-:خیلی بازه خوب نیست بپوشیش
+:بتوچه میخرمش
-:به من هر چه مثلا مهمونی برا منه ها
+:خب !
-:خب یعنی اینکه نمیتونی بپوشیش چون جشن منه
+:منم میپوشمش
-:نمیپوشیش
+:میپوشمش
-:نمیپوشیش
+:گفتم میپوشمش فهمیدی
-:اصلا هر کاری میخوای بکن به من چه
+:از اولم نمیدوستی فازت چیه همینطوری حرف میزدی (آروم)
-:شنیدم چی گفتی
+:بشنو
همینطور داشتیم کل کل میکردیم که .....
اسلاید دوم استایل آنجلینا
اسلاید سوم استایل لارا
اسلاید چهارم استایل تهیونگ و جونگکوک 🛐
(شرط ها نرسیده بود ولی پارت گذاشتم این سری شرط ها نرسه پارتی در کار نیست خوجملا ✨)
- ۱۳۶
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط