چند پارتی 2min

سونگمین بعد از تمرین محکم خودشو پرت کرد رو مبل، از شدت تمرین نفس نفس میزد، در باز شد و اعضا وارد شدن، چان به سونگمینی که به شدت عرق کرده بود نگاه کرد
Bc: سونگمین کنچانا؟
سونگمین سری به نشانه تایید تکون داد و با دستمال عرق روی پیشونیش رو پاک کرد، لینو وارد اتاق شد، خب...چه میشد کرد لینو همیشه واسه کرم ریزی طعنه میزد ولی از اول صبح عصبی بود برای همین طعنه هاش حالت شوخی نداشت، و وقتی سونگمین رو تو اون حال دید شروع کرد به طعنه زدن
Lk: سونگمینا اینقدر سخته که تنها سه ساعت تمرین کنی؟ اگر اینقدر سختته میتونی بری و بر نگردی، اینجا نیومدیم تفریح کنیم که، اومدیم آیدل بشیم و فن هامون رو خوشحال کنیم
Sm: هیونگ من سه ساعته دارم بدون وقفه تمرین میکنم
Lk: و این کافی نیست، همه بلند شید، باید چهار ساعت طبق گفته جی وای پی تمرین کنیم
سونگمین یک قلوپ از بطری خورد و جایی که باید توی دنس گروهی میبود ایستاد و همه ی اعضا کم کم جمع شدن و شروع به رقصیدن کردن
بعد از چهار ساعت تمرین بدون توقف بلاخره لینو اجازه استراحت داد، همشون دراز کشیدن و لینو گوشیش رو برداشت یک گوشه نشست که بعد از چند دقیقه به سمت سونگمین رفت
Lk: بدون من حتی تا دم در جی وای پی هم نمیری، فهمیدی؟
سونگمین با تعجب به لینو نگاه کرد
Sm: چرا هیونگ؟
Lk: حتما یه دلیلی داره، هرجا خواستی بری بهم میگی و منم میام
سونگمین که نمیدونست چه خبره فقط یه باشه گفت و یه بطری آب رو کامل سر کشید
لینو دوباره رفت تو گوشیش و پیام ارسال شده بهش رو دوباره خوند
???: فکر کردی نمیدونم عاشق سونگمینی؟ تو حق نداری اونو دوست داشته باشی، مطمئن باش اگر با هان نری تو رابطه میمیره
دوباره یه پاپاراتزی دیگه بود، ولی خودشم نمیدونست چجوری اون فرد فهمیده بود که اون عاشق سونگمین عه؟ چرا میخواست که اون با هان باشه؟ تمام افکارش باعث میشد روانی بشه، فقط یه اسکرین شات از صفحه گوشیش گرفت و برای چان ارسال کرد، واقعا نمیدونست باید چیکار کنه، اگر سونگمین عاشقش باشه و ببینه که با هان قرار میذاره قلبش میشکنه، از طرفی هم خودش نمیتونست با هان باشه....اگر هان میفهمید به خاطر آسیب ندیدن سونگمین باهاش قرار میذاره هان قلبش میشکست
چان همون لحظه بهش نگاه کرد و پیام داد
Bc: میخوای به جی وای پی بگی؟
دیدگاه ها (۵)

خون و عشق 💘 پارت یازدهمهان هنوز کف خیابون نشسته بودآمبولانس ...

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_7فصل...

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

تف به جی وای پیتفففففففففففففففففففففففففففففولی ووجین اینجا...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۱ یک هفته از ماجرای دانش‌آموز جدید گذ...

intertwined fate of two enemies-part 21

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:5#انتخاب_امنچند دقیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط