گاهی بی آنکه بفهمی

گاهی بی آنکه بفهمی
در طول زمان آدم دیگری می شوی
بیشتر سکوت می کنی
دیرتر باور می کنی
و کمتر می رنجی...
گاهی بی آنکه بفهمی
خاطرات خوبت را در آغوش می گیری
گوشه ای می‌نشینی
خیره به یک نقطه ی نامعلوم
و یاد می گیری
تلخی ها تنها آمده اند تا تو را دور کنند
از باورهای کودکانه ای که
چشم هایت را به روی حقیقت بسته بود...
دیدگاه ها (۸)

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

🔸از سی سالگی به بعد، آدمِ دیگری می‌شوی. آدمی که نسبت به خیلی...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

عاشقانه های شبنم

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط