{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر شعر به دادم نرسد  می میرم

من اگر شعر به دادم نرسد  می میرم
با خودم  با همه دنیای خودم  درگیرم
و اگر شعر به دادم نرسد می گندم
گویی اینجاست که با قلب زمین زنجیرم
من اگر شعر به دادم نرسد از دنیا
از همه عالم و آدم  به خدا دلگیرم
دفتر خالی از بیت و غزل ممکن نیست
در الفبای زمان تشنه ی این تقریرم
و تسلای من از قافیه ها می خیزد
و نهفته ست به ابیات غزل تعبیرم
مثل یک کودک گم گشته ی دنیای پلید
خارج از شعر و غزل دلهره هم میگیرم
کیمیا کرده ام از حرف و سخن اینجا هم
کیمیاگر شدم و شعر و غزل  اکسیرم
نگرانم نشود شعر به دادم نرسد
نگرانم که غزل وارهد از تسخیرم


دیدگاه ها (۱)

من اگر شعر به دادم نرسد  می میرمبا خودم  با همه دنیای خودم  ...

بی تو من پنجره ای سردم و بی تصویرم مثل یک خانه ی متروکه فق...

بی تو من پنجره ای سردم و بی تصویرممثل یک خانه ی متروکه فقط د...

چند وقت است از این فاصله ها دلگیرماز خودم..از تو... از این ح...

من که مشغول خودم بودم و دنیای خودممی نوشتم غزل از حسرت و ر...

من که مشغول خودم بودم و دنیای خودممی نوشتم غزل از حسرت و ر...

من که مشغول خودم بودم و دنیای خودممی نوشتم غزل از حسرت و ر...

لیلی بنشین خاطره هاراروکن لب واکن وباو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط