همه شب با دلم کسی می گفت

همه شب با دلم کسی می گفت
( سخت آشفته ای ز دیدارش

صبحدم با ستارگان سپید
می رود ،می رود ، نگهدارش )


من به بوی تو رفته از دنیا

بی خبر از فریب فرداها
روی مژگان نازکم می ریخت

چشمهای تو چون غبار طلا
تنم از حس دستهای تو داغ

گیسویم در تنفس تورها
می شکفتم ز عشق و می گفتم

( هر که دلداده شد به دلدارش
ننشیند به قصد آزارش

برود ، چشم من به دنبالش
برود ، عشق من نگهدارش )


آه ، اکنون تو رفته ای و غروب

سایه می گسترد به سینهٔ راه
نرم نرمک خدای تیرهٔ غم

می نهد پا به معبد نگهم
می نویسد به روی هر دیوار

آیه هایی همه سیاه سیاه .....


" زنده یاد فروغ فرخزاد "
دیدگاه ها (۱)

همه شب دلم با کسی می گفتسخت اشفته ای ز دیدارشصبحدم با ستارگا...

همه شب با دلم کسی می گفتسخت آشفته ای ز دیدارشصبحدم با ستارگا...

تقدیم به بابابزرگم که خیلی دلتنگشم: (ای خدا: ِ(همه شب با دلم...

همه شب با دلم کسی می گفت. سخت آشفته ای زدیدارش. صبحدم با ...

#همه_شب_با_دلم_ڪسے_میگفتسخت آشفته‌اے ز دیدارشصبحدم با ستارگا...

#همه_شب_با_دلم_ڪسے_میگفتسخت آشفته‌اے ز دیدارشصبحدم با ستارگا...

آه! اکنون تو رفته ای و غروبسایه می گسترد به سینه ی راهنرم نر...

تنم از حس دست های تو داغگیسویم در تنفس تو رهامی شکفتم ز عشق...

-آه! اکنون تو رفته ای و غروبسایه می گسترد به سینه ی راهنرم ن...

#چالش_بیوگرافی_منمنم مریم دختری از خطه خلیج همیشه فارس با ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط