-آه! اکنون تو رفته ای و غروب

-آه! اکنون تو رفته ای و غروب
سایه می گسترد به سینه ی راه
نرم نرمک خدای تیره ی غم
می نهد پا به معبد نگهم
می نویسد به روی هر دیوار
آیه هایی همه سیاهِ سیاه..!

#فروغ_فرخزاد
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

🏴🏴🏴🏴🏴السلام علیک یا صاحب الزمان ❣الا كه صاحب عزای ِ تمام غم ...

### پارت اول: «سایه‌های بیدار در مه»مهِ سنگین و غلیظی کوچه‌ه...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۱اتاق آت، دنیایی بود که در آن زما...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط