{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-آه! اکنون تو رفته ای و غروب

-آه! اکنون تو رفته ای و غروب
سایه می گسترد به سینه ی راه
نرم نرمک خدای تیره ی غم
می نهد پا به معبد نگهم
می نویسد به روی هر دیوار
آیه هایی همه سیاهِ سیاه..!

#فروغ_فرخزاد
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

-غافل ز حال خویشتنمآمدنم بهر چه بودبار سفر بسته ام..#deep_fe...

-زنده ولی مرده، در خانه ای کوچکمرده ولی زنده، مدفون ِدر گورم...

-دل بریدن در میان بهت و گریه ساده نیستبوی رفتن می دهد این لح...

بزرگترین بدی زندگی اینه کههیچ وقت اون چیزی رو که می خوای همو...

کاشی های آبی..}موجش فلکی است کز بلندی،معیار زمین و آسمان است...

---«انگار در سینه‌ام، اتاقی تاریک و بی‌در و دیوار ساخته‌اند؛...

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط