.
.
.
.
نشسته ام به پشت میز، درون یک اتاق سرد
تنم چه خسته و خراب، ودرسرم هزار درد
نگاه من به چشم توست،درون قاب روی میز
تو رفته ای عزیز دل، شکست آن قرار وعهد
پناه می برم به قرص، دیازپام لعنتی
یکی، دوتا، سه بسته قرص،همه به رنگ های زرد
فرار می کنم من از خیال تلخ عشق تو
و من مثال ارتشی، شکست خورده در نبرد
نه ! اشتباه می کنم تو باختی دراین نبرد
که پشت پا زدی به عشق،مرا که کرده ای تو طرد
.
.
نشسته ام به پشت میز، درون یک اتاق سرد
تنم چه خسته و خراب، ودرسرم هزار درد
نگاه من به چشم توست،درون قاب روی میز
تو رفته ای عزیز دل، شکست آن قرار وعهد
پناه می برم به قرص، دیازپام لعنتی
یکی، دوتا، سه بسته قرص،همه به رنگ های زرد
فرار می کنم من از خیال تلخ عشق تو
و من مثال ارتشی، شکست خورده در نبرد
نه ! اشتباه می کنم تو باختی دراین نبرد
که پشت پا زدی به عشق،مرا که کرده ای تو طرد
- ۱.۷k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط