سناریو قفل آبی: دو نفره برین حموم 🤝🗿
ایساگی : خیلییییییی خجالت میکشید و میخواست فرار کنه اما تو حموم موند و بعد چند دقیقه خجالتش رفت و اره دیگهههه اهم اهم اتفاق افتاد 😂😂🗿
رین: قیافش تغییری نکرده بود اما یکم لپاش سرخ بود و نمیدونست چیکار کنه اما بعدش کاملا فهمید چیکار کنه و آره دیگه..🗿
ناگی : برای اینکه خوابش میومد رفت حموم تا خوابش بپره و تورو هم بزور با خودش برد🗿😐
تو حموم خیلی بهت نگاه میکرد و نمیتونست چشم ازت بردار و توام خجالت میکشیدی ، در اخر رفتین نماز خوندین😂
باچیرا : خیلییییییی خجالت کشید و اصلا نمیتونست بهت نگاه کنه . توام معذب میشدی ولی کم کم خجالت هردوتون از بین رفت و اهم اهم شدد😂🗿*مبارکه*
رئو : اونقدر رئو پولداره که حمومتونم با همه فرق داره..😂🫠
توی وان طلایی باهم حرف میزدید و دراز کشیده بودین که رئو کنترلشو از دست داد و ....
چیگیری : به موهات حسودی میکنه با اینکه موهای خودش خیلی خوبه ، تو حموم روت زومه و دستشو میکنه لای موهات🫠😂🗿بعدشم که...🗿
ایکو : از همون اول خجالتی نداشت ولی یکم دودل بود🗿😂
وقتی چندبار بهت نگاه کرد دیگه نتونست خودشو کنترل کنه و نماز خوندین باهم🗿😭😂
سائه : عصبانی بود بخاطر کارش ولی وقتی تورو تو حموم دید اعصابش اروم شد و کارشو انجام داد ....🗿
شیدو: از اول بخاطر حموم نیومد و بخاطر حموم هم تو رو نیاورده بود هم اومدی تو هم بدون خجالت کارشو شروع کرد...🗿
کاراسو: اولش واقعا سعی کرد کاری نکنه یکم لپاش صورتی بود اما اصلااا خجالت نمیکشید🗿 وقتی یکم گذشت دید نمیشه که کاری نکنه و حموم باشه برای همین اره دیگه نزدیک یک ساعت و ربع تو حموم موندین...
کایسر: از قبل اینکه برین حموم یه نیشخندی داشت و یک ذره هم خجالت نمیکشید و آره دیگه لباساشو در آورد و آره دیگههعه....* چند روز بعد ا.ت حامله شد😔🗿*
رین: قیافش تغییری نکرده بود اما یکم لپاش سرخ بود و نمیدونست چیکار کنه اما بعدش کاملا فهمید چیکار کنه و آره دیگه..🗿
ناگی : برای اینکه خوابش میومد رفت حموم تا خوابش بپره و تورو هم بزور با خودش برد🗿😐
تو حموم خیلی بهت نگاه میکرد و نمیتونست چشم ازت بردار و توام خجالت میکشیدی ، در اخر رفتین نماز خوندین😂
باچیرا : خیلییییییی خجالت کشید و اصلا نمیتونست بهت نگاه کنه . توام معذب میشدی ولی کم کم خجالت هردوتون از بین رفت و اهم اهم شدد😂🗿*مبارکه*
رئو : اونقدر رئو پولداره که حمومتونم با همه فرق داره..😂🫠
توی وان طلایی باهم حرف میزدید و دراز کشیده بودین که رئو کنترلشو از دست داد و ....
چیگیری : به موهات حسودی میکنه با اینکه موهای خودش خیلی خوبه ، تو حموم روت زومه و دستشو میکنه لای موهات🫠😂🗿بعدشم که...🗿
ایکو : از همون اول خجالتی نداشت ولی یکم دودل بود🗿😂
وقتی چندبار بهت نگاه کرد دیگه نتونست خودشو کنترل کنه و نماز خوندین باهم🗿😭😂
سائه : عصبانی بود بخاطر کارش ولی وقتی تورو تو حموم دید اعصابش اروم شد و کارشو انجام داد ....🗿
شیدو: از اول بخاطر حموم نیومد و بخاطر حموم هم تو رو نیاورده بود هم اومدی تو هم بدون خجالت کارشو شروع کرد...🗿
کاراسو: اولش واقعا سعی کرد کاری نکنه یکم لپاش صورتی بود اما اصلااا خجالت نمیکشید🗿 وقتی یکم گذشت دید نمیشه که کاری نکنه و حموم باشه برای همین اره دیگه نزدیک یک ساعت و ربع تو حموم موندین...
کایسر: از قبل اینکه برین حموم یه نیشخندی داشت و یک ذره هم خجالت نمیکشید و آره دیگه لباساشو در آورد و آره دیگههعه....* چند روز بعد ا.ت حامله شد😔🗿*
- ۱۷.۳k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط