آنچه دستت داده‌ام نامش دل است افسار نه

گفته بودم بی‌تو می‌میرم، ولی این‌بار نه
گفته بودی عاشقم هستی، ولی انگار نه

هرچه گویی دوستت دارم، به جز تکرار نیست
خو نمی‌گیرم به این، تکرارِ طوطی‌وار نه

تا که پابندت شوم از خویش می‌رانی مـــرا
دوست دارم همدمت باشم، ولی ســــربار نه

دل فروشی می‌کنی، گویا گمان کردی که باز
با غرورم می‌خرم آن‌را، در این بازار نه

قصد رفتن کرده‌ای، تا باز هـم گویم بمان
بار دیگر می‌کنم خواهش، ولی اصرار نه

گه مـرا پس می‌زنی، گه باز پیشم می‌کشی
آنچه دستت داده‌ام نامش دل است، #افسار نه

می‌روی اما خودت هم خوب می‌دانی عزیز
می‌کنی گاهی فرامـوشم، ولی انکار نه

سخت می‌گیری به من، با این‌همه از دست تـو
می‌شوم دلگیر شایــد نازنیــن، بیزار نه 

شعر از: پریناز جهانگیر عصر
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

عاشقانه های شبنم

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟘Que sera sera𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡طبقه دو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط