🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄
پارت 22
ته: لیااااااا حق نداری جنا رو ببوسی (عصبانی)
لیا : به تو چه دایی زن خودمه (اخم‌ و کیوت)
ته: ته خودت زنی قشنگم الآنم زن انتخاب می‌کنی.
جنا: بچه ها بس کنید
من میرم بالا وسایل هام رو جمع کنم
رفتم بالا و تمام وسایلم رو جمع کردم ولی یادم افتاد که لباس زیر ندارم کل وسایلم رو جمع کردم و رفتم پایین
جنا: تهیونگ
ته: جونم‌
جنا: میشه‌ منو یه لباس زیر فروشی پیاده کنی
ته: چشم‌
لیا : منم میام ۰
جنا: بیا
ته : خب منم میام
جنا: تههههه اونجا ورود آقایان ممنوع
ته :, آها ببخشید. حواسم نبود
خب دیگ وسیله هات رو بده به من ببرم تو ماشین تو هم سریع بیا
جنا : باشه
ویو جنا ✨
حرکت کردیم و سر راه تهیونگ منو لباس فروشی پیاده کرد و چند تا چیز میز گرفتم و نشستم تو ماشین خب دیگ بریم
ته: سایزت چنده ؟
جنا: هاااا نمیدونم
ته : میدونی بگو سریع
جنا :68
ته: آخیییی کوچولو
لیا : نخیر هم میمی هاش بزرگ (با لحن کیوت ),
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

لیا دستش رو برداشت و روبه بقیه گفت لیا : بریم دیگه کوک : آره...

نام رمان (عشق میان ما

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۸ویو لیا:صبحونه‌مون که تموم ش...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پارت۵

Do I love him, or do I hate him?P:⁹استاد:سعی کن مدیریت رو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط