فیک : ( وانمود کردن )

فیک : ( وانمود کردن )
پارت 1


سلام من ا/ت هستم و در دانشگاه پوهانگ به همراه کیم تهیونگ و برادرش جئون جونگکوک درس میخونم. من و جونگکوک و تهیونگ دوست های صمیمی هستیم یک روز تهیونگ من و جونگکوک رو به ی مهمونی بزرگ دعوت کرد که توی قصر تهیونگ بود.

جونگکوک ویو
من دعوت تهیونگ رو قبول کردم و حاضر شدم که به برم مهمونی. و یک کت و شلوار خیلی شیک و مجلسی پوشیدم.

تهیونگ ویو
من کوک و ا/ت رو به مهمونی توی قصرم دعوت کردم و بعدش قصر رو برای مهمونی دعوت کردم.

ا/ت ویو
ما به مهمونی رفتیم و تهیونگ ازمون پذیرایی کرد.
بعد اینکه مهمونای دیگه اومدم تهیونگ منو برد تو اتاق و تو گوشم گفت......
دیدگاه ها (۶)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

دختر تنها {2}

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

معرفی اولین فیکمون

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط