وقتی خیلی صمیمی شدین
*امشب قرار بود تو و جیسونگ تو خوابگاه باهم تنها باشید چون بقیه هم خوابگاهیاتون رفته بودن سال نو پیش پدر و مادراشون ولی چون پدر و مادر تو مسافرت بودن و پدر مادر جیسونگ یه کشور دیگه نرفتین پیششون*
وقتی داشتی آشپزی میکردی با صدای در متوجه شدی که جیسونگ از کتابخونه برگشته
جیسونگ: سلام گوگولی
تو: سلام کتابایی که گفتمو گرفتی؟
جیسونگ: آره گرفتم همه بچها رفتن؟
تو: آره فقط منو تو موندیم
(جیسونگ در حال لاس زدن با چشم)
جیسونگ: پس تو و من تنها...
تو: هی هی (شروع کردی به خندیدن) من با تو از این کار را نمیکنم تو گردن گیرت خرابه
جیسونگ: من گردن گیرم خرابه؟ مثل اینکه تو یادت رفته لیوان چانگبین رو شکوندی و من گفتم کار من بود من حتی کارایی که نکردم رو گردن میگیرم
تو: دیروز کی با جونگین لاس زد؟
جیسونگ: لینو
تو: مطمئنی؟ آخه صدای تو بود
جیسونگ: آره من اصلن دیروز پیش جونگین نرفتم
تو: واقعا پس بزار برات تعریف کنم چی گفت...گفتش..(تو در حال بیاد اوردن اون لاس)
جیسونگ: گفتش اول حرف لاو ل ولی آخر حرفش تویی جونگینااا
تو: هاا؟ تو که گفتی من اصلن اونجا نبودم
(جیسونگ که تازه فهمید چه سوتی ای داده سعی کرد با خنده اونو جمع کنه)
جیسونگ: هی منم حرفاشونو...خب مچمو گرفتی آره قبول دارم من گردن گیرم خرابه ولی پایه تو که باشه همه چیو گردن میگیرم خانوم
(تو از حرفای اون کلی ذوق زده شدی که یهو جیسونگ گردنتو بوس کرد)
جیسونگ: بوستت چقد نرمه
تو: جیسونگ؟ تو..تو؟ الان؟
جیسونگ: بوست کردم
تو: لاسات چقد پیشرفت کرده باز رفتی پیش لینو و چانگبین؟
جیسونگ: آره ولی خب تو اشتباه میکنی من به اونا لاس زدن یاد دادم نه اونا به من
تو:اووو واقعا؟
*بعد از خوردن شام و دیدن یه فیلم ترسناک هر دو تون تصمیم گرفتید که تو پذیرایی بخوابید (تو مثل س.گ ترسیده بودی) دراز کشیدی و جیسونگم کنار تو دراز کشید که یهو به سرت زد که بری نزدیک لباش و باهاش لاس بزنی. این کارو کردی که یهو جیسونگ محکم کلتو گرفت و بوسیدت*
تو:هی تو..تو چرا اینکارو کردی؟
جیسونگ:دیگه نمیتونم تحمل کنم من خیلی دوست دارم ا/ت
#تک_پارتی
#جیسونگ
وقتی داشتی آشپزی میکردی با صدای در متوجه شدی که جیسونگ از کتابخونه برگشته
جیسونگ: سلام گوگولی
تو: سلام کتابایی که گفتمو گرفتی؟
جیسونگ: آره گرفتم همه بچها رفتن؟
تو: آره فقط منو تو موندیم
(جیسونگ در حال لاس زدن با چشم)
جیسونگ: پس تو و من تنها...
تو: هی هی (شروع کردی به خندیدن) من با تو از این کار را نمیکنم تو گردن گیرت خرابه
جیسونگ: من گردن گیرم خرابه؟ مثل اینکه تو یادت رفته لیوان چانگبین رو شکوندی و من گفتم کار من بود من حتی کارایی که نکردم رو گردن میگیرم
تو: دیروز کی با جونگین لاس زد؟
جیسونگ: لینو
تو: مطمئنی؟ آخه صدای تو بود
جیسونگ: آره من اصلن دیروز پیش جونگین نرفتم
تو: واقعا پس بزار برات تعریف کنم چی گفت...گفتش..(تو در حال بیاد اوردن اون لاس)
جیسونگ: گفتش اول حرف لاو ل ولی آخر حرفش تویی جونگینااا
تو: هاا؟ تو که گفتی من اصلن اونجا نبودم
(جیسونگ که تازه فهمید چه سوتی ای داده سعی کرد با خنده اونو جمع کنه)
جیسونگ: هی منم حرفاشونو...خب مچمو گرفتی آره قبول دارم من گردن گیرم خرابه ولی پایه تو که باشه همه چیو گردن میگیرم خانوم
(تو از حرفای اون کلی ذوق زده شدی که یهو جیسونگ گردنتو بوس کرد)
جیسونگ: بوستت چقد نرمه
تو: جیسونگ؟ تو..تو؟ الان؟
جیسونگ: بوست کردم
تو: لاسات چقد پیشرفت کرده باز رفتی پیش لینو و چانگبین؟
جیسونگ: آره ولی خب تو اشتباه میکنی من به اونا لاس زدن یاد دادم نه اونا به من
تو:اووو واقعا؟
*بعد از خوردن شام و دیدن یه فیلم ترسناک هر دو تون تصمیم گرفتید که تو پذیرایی بخوابید (تو مثل س.گ ترسیده بودی) دراز کشیدی و جیسونگم کنار تو دراز کشید که یهو به سرت زد که بری نزدیک لباش و باهاش لاس بزنی. این کارو کردی که یهو جیسونگ محکم کلتو گرفت و بوسیدت*
تو:هی تو..تو چرا اینکارو کردی؟
جیسونگ:دیگه نمیتونم تحمل کنم من خیلی دوست دارم ا/ت
#تک_پارتی
#جیسونگ
- ۷.۴k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط