عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کند

عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کند
یار با چشم خمار و مست تب دارت کند

عشق یعنی شب برایت شمع روشن میکند
آن لباسی که دلت میخواست را تن میکند

عشق یعنی یک نسیم آن روسری را شل کند
ناگهان هم غیرت مردانه ی او گل کند

عشق یعنی هرکجا باهم همیشه تا ابد
تا ته دنیا تورا هرجا که خواهد می برد

شهر را با او پیاده بارها هی گز کنی
او برایت شعر میخواند برایش حظ کنی

عشق یعنی شعرهایت را همیشه از بر است
عشق یعنی از همه مردان برایت برتر است

نام تو ورد زبانش هرزمان و هرکجا
عشق یعنی خنده های بی دلیل و نابجا

عشق یعنی بوسه،باران،خنده و گاهی بغل
عشق یعنی خاطره ،دفتر،قلم...یعنی غزل
دیدگاه ها (۱۰)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

پروانه جان

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

پروانه جان

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

........عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کندیار با چشم خمار و ...

عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کندیار با چشم خمار و مست تب د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط